پژوهش – 
نقد تطبیقی مکتب رمانتیسم در اشعار فریدون مشیری و تاگور هندی۹۱- قسمت ۱۲

پژوهش – نقد تطبیقی مکتب رمانتیسم در اشعار فریدون مشیری و تاگور هندی۹۱- قسمت ۱۲

شاعری که نخستین مجموعه ی شعر خودرا در سال ۱۳۳۴شمسی به یمن و برکت نام نوروز و جلوه ی بهار آغاز کرده بود، در آخرین اثر خود که متبرک به نام یزدان (اهورا) است، صفحات آغاز اثرش را نیز با نوروز رنگ آمیزی کرده است.
۳-۱-۳٫ فرم و ساختار اشعار مشیری
۳-۱-۳-۱٫ قالب ها
متن هر شعر به اعتبار گستردگی خود در کاربرد زبان طبیعتا به زیر مجموعهِهای کوچکِتری قابل بخش کردن است. از جمله:
سطح آوایی ( phonological )
: سطح لغوی ( lexical )
سطح نحوی ( syntactical )
در این بخش ابتدا نمونهِهایی از قالبِهای شعر فریدون مشیری را از نظر میِگذرانیم:
هم چنان که قبلا اشاره شد اشعار فریدون مشیری را از لحاظ شکل می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد:
۱-شعرهایی که در قالب عروض سنتی سروده شده اند شامل:
غزل، چارپاره، مثنوی، رباعی، دوبیتی، ترکیب بند، مستزاد ( که در هر یک از این انواع نوآوری هایی دیده می_ شود.
۲-شعرهایی که در قالب عروض نیمایی، یعنی با مصرعِهای بلند و کوتاه سروده شده اند.
برجستهِترین قالب شعری در نزد رمانتیکِها، قالب چارپاره است. به چارپاره، «دوبیتی نو» یا «دوبیتی های پیوسته» نیز میِگویند. چون صورت تغییر یافتهِای از دوبیتی است. در چارپاره به مفاهیم تغزلی و عاشقانه و غم و اندوه پرداخته میِشود. به همین سبب بهترین قالب برای بیان احساسات رمانتیکِها گردیده است. البته شاعران رمانتیک از قالبِهای دیگری چون مستزاد و مسمط نیز استفاده میِکنند که در واقع همان چارپاره است ولی با افزودن پاره یا پارهِهایی و کوتاه و بلند شدن مصراع ها به مسمط ومستزاد تبدیل میِشوند.
مشیری نیز به عنوان شاعر رمانتیک از این قالب های شعری بهره فراوان جسته است، او نیز میانه روی را پیشهِی خویش ساخته است.
۳-۱-۴٫ زبان مشیری
دگرگونی زبان شعر، حادثه ای بود که در عصر مشروطه رخ داد و بر اثر آن زبان بسته کلاسیک دستخوش
تحول شد و پذیرای عناصر زبانی تازهِای گردید، پس از آن متن تحولات ادبی اجتماعی دورهِِی مشروطه، شعر رمانتیک سر برآورد. زبان شعر رمانتیک از لحاظ واژگان بسیار محدود بود، زیرا رمانتیکِها در جستجوی زبانی بودند که کلمات را قبلا در فیلتر زیبایی شناسی بسنجند و بعد آن را به کار ببرند.
زبان مشیری نیز متأثر از موازین رمانتیسم، زبانی ساده و محدود است که این زبان ریشه در ذات بی غل و غش و سادهِی شاعر نیز دارد. وی با وجود کلمات محدود که زبانش را ساده می کند، از زبانی سهل و ممتنع همچون سعدی برخوردار است زبانی ساده در عین حال فخیم و شخص شاعر نیز به این ویژگی شعریش اعتراف میِکند:
«یکی از ویژگیِهای شعر من، زبان ساده آن است یعنی همان زبان فردوسی و سعدی و حافظ منتها آن شاعران در روزگار خود در زمینه دیگری شعر میِسرودند و سخن میِگفتند و ما در قرن بیستم در این زمانه در مورد رویدادهای روزگار خودمان شعر می گوییم. ولی زبان همان زبان فارسی است. بد نیست به یک نکته دیگری هم اشاره کنم. زمان در حرکت است و در این میان حوادثی اتفاق می افتد مثلا پس از انقلاب مشروطه شاعرانی میِآیند اما این نوع شعر فقط تا زمانی که این انقلاب و وضع انقلابی هست جوش و خروش دارد و مطرح و زنده است. وقتی زمانه به صلح و آرامش یا سکون می رسد دیگر مطرح نیست این شعرها هم از یاد میِآرود (دهباشی،۱۳۷۸ :۵۱۵).
دکتر زرین کوب نیز زبان شعری مشیری را چنین توصیف میِکند:
«زبان شعر مشیری بیِآن که بازاری باشد، ساده است و در عین این سادگی به نحو مرموزی فاخر و متعالی نیز هست. واژگانش با آن که گهِگاه از تازگی و سادگی تلألو دارد زبان اهل کوچه نیست. چنان که ترکیباتش هم از تآثیر ژورنالیسم بیِبند و بار عصر برکنار است. سخن او را از دیدگاه لطف بیان دنبالهِی کلام پیشاهنگان بزرگ شعر فارسی امثال رودکی و سعدی و حافظ میِتوان دانست» (همان :۳۳۲).
دکتر مجتبی بشر دوست نیز در کتاب”موج و مرجان”، چنین میِگوید: « سهراب سپهری و مشیری زبان روان، روشن و آبگونهِای داشتند، ولی ذهنیت عمیق و استواری نداشتند (بشردوست، ۱۳۹۰: ۵۶۹) *شعرهای مشیری را از لحاظ زبانی می توان به چند دسته تقسیم کرد:
الف) شعرهایی که کلمات در آن فقط به عنوان معنای لغوی خود ایفای نقش می کنند و بسیار ساده و گویا هستند و به زبانی شفاف و روشن نوشته شده اند:
«من و تو زار می زنیم / درون قلبهایمان / به جای حرف»
ب) شعرهایی که از بار معنایی اجتماعی برخوردارند و در حیطه زبان به اخوان، اقبال و نیما بسیار نزدیک میشوند و در شعرهایی که حرف سیاست به میان میِآید، زبان خاص شاعر که زبانی نرم و مهربان است نمایان می شود و بسیار محتاط و آرام با این مسایل برخورد میِکند.
«در زیر تازیانه ی جور ستمگران / روزی هزار مرتبه در خون تپیده اند / آواز جهل وسیلی فقر است و خانه نیست / این خشت های خام که بر خاک چیده اند. » همان طورکه از شعر فوق پیداست شاعر با این کلمات محدود چنان که زیسته، اهدافش را بیان می کند با واج آرایی زیبایی که از «خ» و «ت» به کار برده خشونت
و بی رحمی ستمگران را به حقیقت، به تصویر کشیده است.
۳-۱-۵ تأثیر پذیری مشیری از معاصران
دهه سی در ادبیات ایران، سال شکل گیری و تثبیت جریانی است که نیما یوشیج پایه ریزی کرده بود. هم چنین دههِی حرکتِهای موازی با سیاست و تنشِهای خونین ناشی از آن، نو و کهنه در شعر فارسی، بنیاد تفکر جدید همراه با اشاعهِی موج آزادی خواهی در قالب های تازه ای از بینشِهای سیاسی، اندیشه ملی.
«

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

فریدن مشیری نخستین اثر پذیری شاعرانهِاش را از فریدون توللی وام میِگیرد. اصولا شاعران مطرح دههِِی سی در شکل گیری شعر او نقش داشتند. کامیار عابدی در این باره می نویسد: «در واقع میِتوان گفت که مشیری راه ادبی خویش را از پرویز ناتل خانلری،گلچین گیلانی، فریدون توللی و نادر نادرپور در دهه های سی گرفت. راهی که از افسانه ی نیما منشعب می شد. مشیری تنها گوینده ای بود که به استمرار و وضوح به این راه وفادار ماند و تا پایان زندگی در پایان دههِی ۱۳۷۰ از آن تخطی نورزید. البته به شیوه خودشان». شاکری یکتا نیز درباره تأثیر پذیری مشیری می گوید: «تأثیر پذیری فریدن مشیری از توللی، انکار ناپذیر است و البته این را باید به حساب کشش های درونی و عاطفی اش نیز گذاشت. این تأثیر بیشتر از این که ریشه در کلام و سبک توللی داشته باشد محصول زمینه های ذهنی شاعر است» (شاکری یکتا، ۱۳۸۷:۱۸۲).
علی بابا چاهی” نیز با توصیف شاکری، مشیری و نادرپور را در صف مقدم کسانی می شمارد که شعر توللی در شکل گیری مقدماتی شعر آنان مؤثر بوده است. بابا چاهی مؤلفه های محوری مرگ، گناه را زمینه ساز این تأثیر پذیری می داند اما هیچ به زمینه های اجتماعی آنان اشاره ای نمی کند و این مؤلفه ها را تنها هدیه ی توللی و شاعران اروپایی به خصوص فرانسوی تلقی میِکند (باباچاهی، ۱۳۸۰: ۲۱۴ – ۲۱۱).
تأثیر پذیری مشیری از مؤلفه های ذکر شده در مجموعه شعرهای اولیه اش – تشنه ی توفان (۱۳۳۴) وگناه (۱۳۳۵) به صراحت نمایان است. مشیری چنان مجذوب شعر توللی شد که عناصر عمده شعر توللی مانند: بوم، گور، سیاه کاری، بر شعرش سایه افکنده.
برای مثال در شعر “برگ های سپید دفتر من” از مجموعه تشنه طوفان:
در دل خسته ام چه می گذرد؟
این چه شوری است باز در سر من؟
باز از جان من چه میِخواهند ؟
برگ های سپید دفتر من؟
تأثیر پذیری مشیری از مرگ اندیشیِهای توللی ریشه در اوضاع و احوال نابسامانی دارد که بعد از کودتای بیست و هشت مرداد، تغییر و تحولات عظیمی در افکار و احساسات شاعران به وجود آورد بدین ترتیب غالبا شاعران گرفتار یأس شدند و به مرگ گرایش پیداکردند و از عشق های هوس آلود سخن نگفتند.با وجود چنین مضامینی، جریان شعری نو در قلمرو ادبیات ظهور کرد که شعر رمانتیک و یا ابلیسانه نامیده شد. شعر مشیری در دههِی سی و چهل مانند اشعار توللی و نادرپور و اشعار اولیه فروغ فرخزاد و نصرت رحمانی حدیث دلتنگی و اندیشه به مرگ و نابودی است و این درون مایهِها به ویژه پس از شکست جنبش ملی در مرداد ماه ۱۳۳۲ دیر زمانی مشغلهِی شاعران ما بود.