دسته بندی علمی – پژوهشی :
جایگاه انرژی در سیاست خارجی ترکمنستان و تأثیرآن در روابط با ایران- قسمت  …
3D flow chart. Programming, planning, ...

دسته بندی علمی – پژوهشی : جایگاه انرژی در سیاست خارجی ترکمنستان و تأثیرآن در روابط با ایران- قسمت …

آسیب‌پذیری، به توزیع هزینه‌هایی اشارت دارد که، طی آن دولت‌ها، در واکنش نسبت به این تغییرات تقبل می کنند. بدین ترتیب امکان دارد دو دولت نسبت به افزایش قیمت نفت به یک اندازه حساس باشند ولی لزوما درجه آسیب‌پذیری یکسانی نداشته باشند. در این روند یکی از آن دو امکان دارد راحت‌تر از دیگری به فرآورده‌های بدیل انرژی روی آورده و در نتیجه میزان وابستگی خود را به نفت کاهش دهد. به عقیده‌ی کوهن و نای این تصور ساده‌انگارانه که وابستگی متقابل افق‌های نوینی را فراروی ما می‌گشاید و منازعات و درگیری‌های بین‌المللی را از بین می‌برد را باید کنار بگذاریم و به عقیده‌ی این دو روابط تجاری در سطح بین‌المللی و چالش‌های نظامی و زیست‌محیطی باعث پایان اختلافات در میان کشورها نمی‌شود و از دیدگاه آنان وابستگی متقابل، ممکن است هزینه‌های زیادی را در حوزه‌های مختلف بر کشورها تحمیل کند. بنابراین وابستگی باعث حساسیت و آسیب پذیری کشورها نسبت به هم می‌شود.[۵۸]
۵-۹-۲ تقارن و عدم تقارن[۵۹]
تقارن و عدم تقارن در نظریه وابستگی متقابل، درجه وابستگی دو طرف به یکدیگر را مورد توجه قرار می‌دهد. وابستگی متقابل نامتقارن، به رابطه‌ای اشاره دارد که یک طرف کاملا وابسته به دیگری است ولی در متقارن دو طرف از درجه وابستگی یکسانی برخوردار هستند. که کوهن و نای، رابطه شمال و جنوب را، از نوع اول، یعنی وابستگی نامتقارن و رابطه‌ی شمال را، از نوع متقارن می‌دانند. کوهن و نای، مطرح مینمایند که، میزان برخورداری از قدرت در نزد بازیگران مختلف، متفاوت میباشد و بدین صورت نابرابری قدرت میان بازیگران باعث ایجاد وابستگی متقابل نامتقارن میان آنان شده است و در نتیجه میزان آسیب‌پذیری بازیگران از هم متفاوت میباشد.[۶۰]
وابستگی متقابل از دید کوهن و نای، حاکی از برابری قدرت بازیگران نیست. به عکس قدرت مزبور از وجود وابستگی متقابل نامتقارن، بین بازیگران حکایت دارد. البته این عدم تقارن به دو مفهوم آسیب‌پذیری و حساسیت که محور نظریه وابستگی متقابل از دیدگاه کوهن و نای را تشکیل می‌دهد لطمه‌ای نمی‌زند. اگرچه در وابستگی متقابل نامتقارن بازیگران نسبت به یکدیگر آسیب‌پذیر و حساسند، میزان این آسیب‌پذیری و حساسیت متقارن نیست. به کلام دیگر هزینه‌ای که بازیگران از این رهگذر متحمل می‌شوند، بسته به میزان قدرت طرفین و وابستگی آنان متفاوت خواهد بود. به معنایی که کوهن و نای هزینه را به کار می‌برند باید توجه کرد. منظور آنان این است که، میزان منابع مصرف شده آنان نسبت به سودی که به دست می‌آورند متفاوت خواهد بود. طرفین به یک میزان هزینه صرف نمی‌کنند و به یک میزان نیز سود نمی‌برند و نکته مهم در وابستگی متقابل نامتقارن این است که، قدرت برتر با هزینه کمتر اما سود بیشتر و برعکس قدرت درجه دوم با هزینه‌ای بیشتر ولی از سود کمتری برخوردار خواهند بود.[۶۱]
به اعتقاد جوزف ‌نای، در طراحی سیاست‌های آینده، رابطه انرژی و سیاست خارجی، باید به عنوان فرصتی برای ارتباطات و همکاری بیشتر در حوزه‌ی انرژی جهت گذار به آینده‌ای نوین تلقی گردد.[۶۲] بر این اساس کشورها، منافع مشترکی را در چارچوب روابط با ثبات و مسالمت‌آمیز پی‌ریزی و وابستگی متقابل، این منافع مشترک را در دوره‌ی جهانی شدن تضمین می‌کند.[۶۳]
همه تولیدکنندگان، صادرکنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی، در شبکه‌ای از وابستگی متقابل قرار دارند. همه آنها نسبت به هر حادثه‌ای که در هر جا و هر زمان در عرضه یا تقاضا رخ دهد، آسیب‌پذیر هستند. به رغم وجود تنش‌های ذاتی و برخی آشفتگی‌ها در عرضه انرژی، تجارت آن در جهان به خوبی صورت می‌گیرد. در طول دهه‌ها، بخش‌های خصوصی و دولتی، در تعامل با یکدیگر اقدامات وسیعی برای افزایش تجارت انرژی و خدمات وابسته به آن از یک سو و تأمین انرژی ارزان‌تر برای مصرف کننده، از دیگر سو به انجام رسانده‌اند. از ۱۹۳ کشور جهان هیچ کدام از استقلال در عرضه انرژی برخوردار نیستند. استقلال در حوزه انرژی، مانند سایر سیاست‌های انزواطلبانه، خطر پرداخت هزینه‌های بیشتر، عدم انعطاف‌پذیری و در نتیجه عدم امنیت بیشتر انرژی در هنگام آشفتگی عرضه را پدید می‌آورد. ساختار انرژی جهانی اساسا در جهت حمایت از وضعیت وابستگی متقابل انرژی بین کشورها ایجاد شده است. نیل به چنین سطحی از وابستگی متقابل انرژی که امروزه در جهان وجود دارد، سال‌ها زمان برده است. با هر رابطه تجاری که به واسطه تولید یا تجارت یک منبع انرژی در سطح بین‌المللی شکل می‌گیرد، کشورها باهم پیوند تجاری پیدا می‌کنند. تداوم ارتباطات بازرگانی میان کشورها، به تدریج تبدیل به روابط دیپلماتیک و نهایتا پیوندهای ژئوپولیتیک میان آنها می‌شود.[۶۴]
وابستگی به انرژی و رشد مقیاس تجاری انرژی، نیازمند همکاری مداوم میان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان جهت تضمین امنیت زنجیره‌ی عرضه است. از این رو وابستگی متقابل به کالاهای استراتژیکی نظیر نفت و گاز، مانع ایجاد چالش‌های امنیتی شدید بین کشورهای تولید‌کننده و مصرف‌کننده و همچنین بین کشورهایی که خط لوله از آنها عبور می کند خواهد شد.[۶۵]
ترکمنستان، به عنوان یکی از کشورهای آسیای مرکزی علی‌رغم اینکه در عرصه‌ی سیاسی، سیاست انزواگرایانه در پیش گرفته است. ولی در حوزه‌ی اقتصادی یکی از کشورهای فعال بوده و به دنبال توسعه‌ی روابط و همکاری‌ها با سایر کشورها در حوزه‌های اقتصادی به خصوص انرژی می‌باشد و به خصوص در دوره‌ی رئیس جمهور دوم این کشور (بردی‌محمداف)، به دلیل در پیش گرفتن سیاست تنوع‌سازی مسیرهای خطوط لوله انرژی و افزایش جذب سرمایه‌گذاری خارجی در بخش نفت و گاز، این همکاری‌ها از بعد گسترده‌تری برخوردار شده است. با توجه به نظریه وابستگی متقابل، با کمرنگ شدن اهمیت مسائل نظامی و امنیتی، مباحث اقتصادی از اهمیت روبه رشدی برخوردار شده‌اند و شاهد گسترش همکاری‌ها میان کشورها و کمرنگ شدن مرزها هستیم و در اینجا همکاری‌ها میان ترکمنستان با کشورهای مورد بررسی در این پژوهش یعنی چین، روسیه، پاکستان، افغانستان، ترکیه، اتحادیه اروپا و در نهایت ایران رو به افزایش است و به همین دلیل این چارچوب نظری برای بررسی این موضوع انتخاب شده است.
در اینجا شاهد وابستگی متقابل و تأثیرپذیری این کشورها از سیاست‌های یکدیگر در عرصه‌ی اقتصادی به خصوص انرژی هستیم. روسیه، به عنوان یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گازی جهان و یکی از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان گاز اتحادیه اروپا، برای اینکه بتواند گاز مورد نیاز را برای ارسال به اتحادیه اروپا تأمین کند به گاز ترکمنستان نیاز دارد. از طرف دیگر کشورهای اروپایی، به دلیل وابسته بودن به واردات گاز از روسیه، به دنبال افزایش منابع تأمین گاز وارداتی خود هستند، زیرا با متنوع‌سازی واردات، می‌توانند امنیت انرژی خود را تقویت نمایند. از این رو به دنبال توسعه همکاری‌های خود با ترکمنستان می‌باشند. ترکمنستان نیز، که به دنبال کاهش وابستگی به روسیه و تنوع‌سازی مسیرهای خط لوله خود است، خواهان همکاری با اتحادیه اروپا می‌باشد. در واقع نوعی وابستگی متقابل میان ترکمنستان، روسیه و اتحادیه اروپا در جریان است. از طرف دیگر افغانستان و پاکستان که از منابع انرژی چندانی برای تأمین نیازهای داخلی خود برخوردار نیستند به واسطه همسایگی با ترکمنستان، که دارای منابع غنی نفت و گاز است می‌توانند از منابع انرژی آن بهره‌مند شوند. در این میان این کشورها از لحاظ موقعیت ترانزیتی که دارند برای ترکمنستان دارای اهمیت هستند زیرا ترکمنستان به عنوان یک کشور محاط در خشکی است که به آبهای آزاد دسترسی ندارد، برای اینکه بتواند نفت و گاز خود را به آبهای آزاد و یا کشورهای دیگر برساند، نیازمند موقعیت ترانزیتی این دو کشور است. در پایان در مورد رابطه این کشور با ایران نیز، باید اذعان کرد که، تأمین گاز مناطق شمالی کشور از طریق ترکمنستان به واسطه‌ی همسایگی و مسافت کوتاهی که دارند خیلی به صرفه‌تر و ارزان‌تر از تأمین آن از مناطق جنوبی کشور است. از طرف دیگر ترکمنستان نیز، جهت انتقال نفت و گاز خود به آب‌های آزاد خلیج فارس، نیازمند همکاری ایران از طریق سوآپ یا خطوط لوله است و دو کشور جهت تأمین نیازهای خود به یکدیگر می‌باشند.
۱۰-۲ جمع‌بندی
نظریه وابستگی متقابل که به شکل جدی از دهه ۱۹۷۰مطرح شد، به کاهش نقش مسائل نظامی و افزایش نقش مسائل اقتصادی توجه دارد. کوهن و نای، به عنوان دو نظریه‌پرداز آن معتقدند، که در نظریه واقع‌گرایانه، دولت- ملت، تنها بازیگر اصلی روابط بین‌الملل بود و زور و قدرت ابزار مورد استفاده‌ی آن‌ها جهت پیشبرد اهدافشان بود. این امر باعث به وجود آمدن نوعی سلسله مراتب میان آنها شده بود، که در نتیجه‌ی آن مباحث نظامی و امنیتی، به اصلی‌ترین مباحث روابط بین‌الملل تبدیل شدند ولی در عصر جهانی شدن مسائل نظامی و امنیتی اهمیت پیشین خود را از دست داده و در این میان، آنچه که دارای اهمیت است، مسائل اقتصادی است. در اینجا شاهد وابستگی متقابل میان بازیگران عرصه‌ی روابط بین‌الملل هستیم و هر چقدر که روابط میان آنها بیشتر توسعه یابد، وابستگی متقابل آنها نیز بیشتر می‌شود. در این پژوهش نظریه وابستگی متقابل، به عنوان چارچوب نظری بحث ما انتخاب شده است، که عمده‌ترین دلیل آن، توسعه‌ی همکاری‌ها میان ترکمنستان و سایر کشورهای مورد بررسی در این پژوهش و نیاز متقابل آن‌ها به یکدیگر است. در واقع در عرصه‌ی جهانی شدن، شاهد وابستگی متقابل تولید‌کنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی هستیم و ترکمنستان، به عنوان یکی از دارندگان غنی منابع هیدروکربنی و به عنوان یک تولید‌کننده و از سوی دیگر نیاز فزاینده سایر کشورها به منابع انرژی این کشور به عنوان مصرف‌کننده، موجب گسترش همکاری‌ها میان آنها و وابستگی متقابل آن‌ها به یکدیگر شده است.
فصل ۳
اقتصاد انرژی ترکمنستان و راهبردهای این کشور در حوزه انرژی
۱-۳ مقدمه
فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ میلادی، شرایط مطلوبی را برای بهره‌برداری از منابع نفت و گاز کشورهای دو سوی ساحل دریای خزر یعنی کشورهای نوپای آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان و نیز ازبکستان فراهم آورد و رهبران این کشورها بهره‌برداری از این منابع را سنگ‌بنای پیشرفت اقتصادی، تحکیم استقلال و حاکمیت ملی خود می‌دانستند. با آغاز بازی بزرگ انرژی در منطقه و تمایل شرکت‌های بزرگ بین‌المللی به بهره‌برداری از ذخایر غنی نفت و گاز کشور‌های حوزه‌ی دریای خزر، ابتدا آمارهای اغراق‌آمیزی از میزان ذخایر انرژی ارائه شد و دولت‌های ذینفع به منظور ترغیب شرکت‌های سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های نفت و گاز و البته ورود به خارج نزدیک روسیه از این تاکتیک بهره بردند. در همین ارتباط نشریاتی مانند فاینانشال تایمز و اکونومیست حتی دریای خزر را “خلیج فارس دوم” توصیف کردند. فاینانشال تایمز، از قول تحلیلگران صنعتی نوشته بود: آذربایجان همراه با قزاقستان و ترکمنستان می‌توانند سومین منطقه تولیدکننده نفت جهان پس از سیبری و خلیج فارس باشد.[۶۶] در حالی که ذخایر خلیج فارس بسیار غنی‌تر از منطقه خزر است و این منطقه هیچ‌گاه نمی‌تواند یک خلیج‌‌فارس دوم شود. سرانجام با فروکش کردن نسبی هیجان انرژی آمارهای واقعی توسط مراکز مطالعاتی در حوزه‌ی انرژی ارائه شد.
ترکمنستان، به عنوان یکی از کشورهای این منطقه دارای ذخایر غنی نفت و گاز می‌باشد و اگرچه در حوزه‌ی نفتی ذخایر آن چندان چشمگیر نیست ولی دارای ذخایر غنی گاز طبیعی است و دومین کشور دارنده‌ی گاز طبیعی بعد از روسیه در میان جامعه کشور‌های مستقل مشترک‌المنافع می‌باشد. که همین باعث اهمیت آن در معادلات انرژی با سایر کشورها شده است. در این فصل پس از بررسی منابع انرژی ترکمنستان(نفت و گاز) و مسیرهای خط لوله انتقال دهنده‌ی گاز آن، به بررسی راهبردهای انرژی دو رئیس جمهور این کشور یعنی صفرمراد نیازاف و بردی‌محمداف پرداخته خواهد شد و موفقیت یا عدم موفقیت این دو در این عرصه مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۲-۳ ذخایر انرژی حوزه دریای خزر
میزان ذخایر هیدروکربنی حوزه دریای‌ خزر بسیار متفاوت است. بر اساس برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی ذخایر نفت اثبات شده در این منطقه بین ۱۷ تا ۴۹ میلیارد بشکه است که در وضعیت حداقلی، معادل ذخایر نفت قطر و در بیشترین برآورد، معادل ذخایر نفت لیبی می‌باشد. در سال ۲۰۰۶، کل میزان تولید نفت منطقه در حدود ۳/۲ میلیون بشکه در روز بود. که برابر با تولیدات کشور برزیل، دومین کشور تولید کننده منطقه آمریکای لاتین می باشد. میزان ذخایر گاز طبیعی منطقه خزر، بیش از ذخایر نفتی است. مجموع ذخایر کشورهای منطقه در حدود ۲۳۲ تریلیون مترمکعب برآورد شده است که معادل میزان ذخایر گازی نیجریه است. در سال ۲۰۰۵، مجموع تولیدات گازی آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان در حدود ۲/۵ تریلیون مترمکعب بود که معادل سه چهارم تولید گاز طبیعی در کانادا است.[۶۷] آنچه باعث می‌شود تا منابع انرژی خزر اهمیت فراوانی پیدا کند، امکان انتقال این منابع به بازارهای مصرف غرب و کاستن از شدت وابستگی به منابع نفتی حوزه خزر است.[۶۸]
پنج کشور حوزه‌ی دریای خزر حدود ۸/۱۸% از مجموع ذخایر اثبات شده نفت دنیا و ۴۵% از مجموع ذخایر گاز دنیا را در اختیار دارند. مدیران و تحلیلگران آژانس اطلاعات انرژی ایالات متحده در سال ۲۰۰۸، اعلام داشتند که ذخایر اثبات نشده دنیا به احتمال زیاد در دو دهه آینده افزایش خواهد یافت. طبق این گزارش ذخایر کشورها‌ی حوزه خزر تقریبا چهار برابر خواهد شد. فروپاشی شوروی، بی‌ثباتی جدیدی در برخی کشورها به وجود آورد. اما در اواخر دهه نود، منطقه از لحاظ سیاسی ثباتی نسبی به دست آورد و شماری از کشورها از جمله ترکمنستان، پیشرفت مناسبی در جذب سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز خویش نمودند. منطقه دریای خزر و کشورهای ساحلی آن برای بازارهای جهانی اهمیت زیادی دارند. زیرا این دریا و کشورهای ساحلی آن در دهه‌های آینده می‌توانند صادرکننده‌گان عمده نفت و گاز دنیا گردند.[۶۹]
مجموعه کشورهای علاقمند و ذینفع در ژئوپلیتیک انرژی خزر را می‌توان به ۴ گروه تقسیم کرد:

  • کشورهای تولید‌کننده: قزاقستان، ترکمنستان، آذربایجان، ازبکستان.
  • کشورهای مسیر ترانزیت (با توجه به محصور بودن منطقه در خشکی): ایران، روسیه، ترکیه، گرجستان، ارمنستان، چین، افغانستان.
  • کشورهای سرمایه‌گذار: آمریکا، روسیه، اروپا، ترکیه، چین
  • بازارهای مصرف: ایران، ترکیه، ارمنستان، هند، پاکستان، چین، اروپا[۷۰]

مقایسه ذخایر اثبات شده نفت و گاز در حوزه دریای خزر و منطقه خلیج فارس

کشورها منابع اثبات شده نفت (میلیارد بشکه ) منابع اثبات شده گاز(تریلیون مترمکعب)
ایران ۰/۱۵۷ ۸/۳۳
برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.