تعزيه و نقش آن در تبليغ وارتباطات دينی مردم ايران- قسمت 13
Abstract background with dots and lines

تعزيه و نقش آن در تبليغ وارتباطات دينی مردم ايران- قسمت 13

در بعضی از مجالس تعزیه که دو یا چند بچه خوان نقشهایی به عهده داشتند، گاهی اشعار را همصدا و با هم می خواندند. این نوع آوازهای جمعی را اغلب در دوگاه بیات ترک می خواندند.
15-7-4 – تک خوانی ها و گفت وگوها
در تک خوانیها و زبان حالها و گفت وگوهای دو نفری، به تناسب حالات و مضامین گفتار، از آوازها و آهنگهای
مختلف به شیوۀ اصیل و سنتی و مرکب خوانی استفاده می کردند. تعیین و ذکر دقیق همۀ این آوازها ممکن نیست. در اینجا چند نکته را در زمینۀ این گونه آوازها یاد می کنیم:
1 – در بعضی از تعزیه های شهادت، درآمد و گوشه های مشخصی از یک دستگاه را انتخاب می کردند و می خواندند. شبیه خوانان، در ابتدای تعزیه، با خواندن اشعاری در این آوازها، به شیوۀ معمول و سنتی، خصوصیات و روحیات ذاتی و اصلی خود را در نقشهای مختلف تعزیه نشان می دادند. مثلاً، در ابتدای تعزیۀ «شهادت مسلم»، امام، پس از مناجات، در درآمدهای نوا و مسلم، در ماهور می خواند.
2 – اشعار سئوال و جوابها را که غالباً در بحرها و اوزان کوتاهی چون (هزج مسدس مقصور) و رمل مسدس محذوف) و به شویۀ تک مصراعی بودند، معمولاً در گوشه های شهابی و شهرآشوب می خواندند. وزن کوتاه اشعار و تک مصراعی بودن آنها، همراه با آهنگ نیمه ضربی شهابی و شهر آشوب، زمان را اندکی کوتاه تر نشان می داد، و پیوستگی و ارتباط میان کلام دو طرف گفت وگو را تا حدودی می نمایاند. از جملۀ این اشعار می توان نمونه ی زیر را یاد کرد:

 

 

 

 

زبان حال دارم یک سؤالی؟ بنال ای عندلیب از هر مقالی
چرا گشتی چنین بی شاخ و بی برگ؟ بمیرم من شده اکبر جوانمرگ

3 – شبیه خوانها در زبان حالها و شکایت و گله از روزگار غالباً در گوشه های راز و نیاز، سوز و گداز اصفهان، عشاق، لیلی و مجنون و خسرو و شیرین و … می خواندند. اگر زبان حال به صورت تک خوانی و گفت و گوی با خود بود، بیشتر از گوشه هایی چون شوشتری، مؤالف، بختیاری، منصوری، بیداد، کردبیات، رامکلی و سیخی استفاده می کردند.
16-7-4 – آواز وداع و جدایی
شبیه خوانان به هنگام وداع و خداحافظی با یکدیگر، معمولاً اشعار را در گوشه های غم انگیز و گیلکی از آواز دشتی می خواندند. اشعاری که در این مواقع خوانده غالباً در وزن هزج مسدس مقصور بود.گاهی اوقات دو مظلوم خوان اشعاری را که مبین حالات فراق و جدایی بودند، با هم می خواندند. خواندن این نوع شعرها نیز در مایۀ آواز دشتی بود. مثلاً، امام و مسلم در تعزیۀ «شهادت مسلم»، هنگام تودیع با هم، اشعاری را همصدا در همین آواز می خواندند که مطلع آن این بود:

 

 

عزیزان داد و فریاد از جدایی محبان آه و فریاد از جدایی…

این نکته را نیز یادآوری کنیم که در موارد مختلف از آوازهای دشتی و افشاری و شوشتری و غیره، هم به شیوۀ اصیل و سنتی و هم با تغییر حالت آواز، و یا به شیوۀ مرکب خوانی استفاده می کردند. گاهی مایۀ آواز در مکالمه های تند و سریع چنان ضعیف و نامحسوس بود که فقط اساتید موسیقی می توانستند مایۀ آن آواز را تشخیص دهند. مثلاً، در تعزیۀ «شهادت عباس»، در پایان محاورۀ حضرت عباس و شمر، شبیه عباس اشعاری را به صورت تک مصراعی و تند و سریع می خواند که در مایۀ دشتی حاجیانی بود و حالت آوازی نداشت.
به هنگام فراق و سوکواری در مرگ شهیدان، شبیه خوانان اغلب از آواز افشاری و منصوری استفاده می کردند. مثلاً، در تعزیۀ «شهادت عباس»، هنگامی که حضرت عباس در واپسین لحظات زندگی، امام را به یاری می طلبد و امام به میدان می رود و سر برادر را بر زانو می نهد، شبیه عباس این اشعار را در افشاری می خواند:

 

 

مرا به خیمه مبر تا که حالتی دارم که من زروی سکینه خجالتی دارم…

17-7-4 – آواز جبرئیل و فرشتگان و جنیان
این دسته از تعزیه خوانان، معمولاً در مایه ها و گوشه های عراق، حصار، قطار و نهیب یا نهفت می خواندند. این آهنگها و گوشه ها، گاهی در حالت اصیل و سنتی، و گاه به صورت مرکب خوانی خوانده می شدند. مثلاً،در تعزیۀ «شهادت امام» در روز عاشورا، وقتی که جبرئیل برای بازداشتن امام از جنگ با اشقیا عهدنامۀ «عالم ذر» (شهیدی، 1380 : ص 259) را برای امام می آورد، در گوشۀ عراق می خواند. در همان تعزیه، وقتی که زعفرجنی به یاری امام می آید، در قطار، و گاهی ترکیبی از قطار و بیات اصفهان می خواند. در تعزیۀ «شهادت حر»، هنگامی که حر سوار بر اسب به سوی کربلا می رود و سروش او را به بهشت وعده می دهد، حر و سروش هر دو در عراق می خوانند. در اینجا چند نکته گفتنی است:
1 – فرشتگان و ملائکه در ابتدای اجرای نقش، یا به هنگام خطاب یا صلا در دادن از راه دور، برای نشان دادن و تجسم حالت وحی یا ندای غیبی از گوشه های عراق یا حصار استفاده می کردند. لیکن، وقتی با اولیاخوانان گفت وگویی داشتند، هماهنگ با آواز اولیاخوانان، همان مایۀ آواز را می خواندند
2 – در بعضی از تعزیه ها، گاهی حوریان (نه ملائکه)، از راه دور در گوشه های دیگری غیر از عراق و قطار، و در گوشۀ تخت طاقدیس می خواندند. مثلاً، در تعزیۀ «شهادت قاسم» (نسخۀ تهران و تکیۀ دولت)، سر دستۀ حوریان در همین گوشه می خواند.
3 – در میان فرشتگان و ملائکه، عزرائیل به اقتضای نقش و وضع و موقعیت خاص خود که ملک الموت و پیام آور مرگ است، اشعار را نه با آواز و نه مانند اشقیا بی آواز و خشن و اشتلم وار، بلکه با کلماتی شمر

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

ده و ممتد و اندکی آهنگین می خواند، به طوری که صدایش کم و بیش حالتی مهیب پیدا می کرد.
18-7-4 – فرنگی خوانی
آهنگهایی که شبیه های فرنگی می خواندند، تقریباً در همه جا و همۀ تعزیه ها یکسان و بر یک منوال بودند. به طور کلی، این گوشه ها عبارت بودند از: مسیحی، رهاب (نه رهاوی)، ناقوس و گاهی بوسلیه پیک و خجسته. حالت و کیفیت این گوشه ها و جنبۀ رازآمیز و کلیسایی آن، که نه شادی بخش است و نه غم انگیز، برای این نقشها مناسب بود. ظاهراً در تعزیه های قدیمی تر، یعنی تعزیه های قبل از دورۀ ناصری، نیز که پای فرنگی در میان بوده است، از این گوشه ها، به خصوص مسیحی و ناقوس، استفاده می کرده اند. از دورۀ ناصرالدین شاه به بعد که بر تعداد مجالس تعزیه هایی که فرنگیان و مسیحیان در آن نقشی داشتند، افزوده شد، استفاده از این نوع آهنگها و گوشه ها نیز بیشتر شد؛ مثلاً، کشیشان و مسیحیان در تعزیه هایی چون «دیر سلیمان» و «دیر راهب» سلطان قیس در تعزیۀ «شهادت امام»، و فرنگی در تعزیۀ «شهادت امام موسی کاظم» و مانند اینها، همه در گوشه های یاد شده یا به صورت مرکب خوانی می خواندند. گاهی نیز فرنگیان در مایه های آواز اولیا خوانان می خواندند، و آن هنگامی بود که فرنگی تحت تأثیر شخصیت امام قرار می گرفت و به اسلام و تشیع می گرایید، یا می گروید
19-7-4 – قاصدخوانی
قاصدان مانند فرنگیان کم و بیش نقش یا وضع میانه حال داشتند، لیکن چون مسلمان بودند اشعار خود را به مقتضای حال با آوازها و آهنگهای متفاوت می خواندند؛ مثلاً، عرب قاصدی که در تعزیۀ «حر» از کوفه می آمد و خبر غم انگیز شهادت مسلم را برای امام می آورد، در آغاز ورود به صحنه، مدتی آرام و آهسته با حالت غمگنانه حرکت می کرد و اشعاری در مایۀ آواز ابوعطا می خواند که مطلع آن این است:
الهی اختــــر از گردش بیفتد چــرخ (و) برگـــردد
زمین ویـــران شود، ویــــران (و) هم زیـــر و زبــر گردد
وقتی هم که به حضور امام می رسید، به شیوۀ معمول، سؤال و جوابهای خود را در قالب اشعار تک مصراعی در گوشۀ شهابی یا شهر آشوب می خواند.
20-7-4 – چاوشی خوانی
در تعزیه هایی مانند «حجه الوداع»، «شهادت حر» و «ورود به مدینه»، که اهل بیت امام با کاروان حرکت می کردند، برخی از مظلوم خوانان، یا عرب قافله سالار، در آغاز ورود به صحنه اشعاری را در آهنگ به اصطلاح چاوشی می خواندند. آواز چاوشی خوانان معمولاً در بیات ترک بود. مثلاًً در تعزیۀ «حر» شبیه علی اکبر اشعاری را با مطلع زیر با آهنگ چاوشی می خواند:

 

 

من

دیدگاهتان را بنویسید