علمی :
تبیین عوامل موثر بر تمایل  بهره‌برداران به مشارکت در مدیریت بهره‌برداری و  …
Colorful wooden direction arrow signs on a wooden pole

علمی : تبیین عوامل موثر بر تمایل بهره‌برداران به مشارکت در مدیریت بهره‌برداری و …

۲-۴-۱-مشارکت در مدیریت آبیاری قبل از اصلاحات ارضی در ایران
بررسی سوابق آبیاری در ایران نشان می‌دهد همکاری و همیاری مردم در ساخت، نگهداری و بهره‌برداری تاسیسات آبی سابقه ای دیرینه دارد. در نظام ارباب رعیتی، ایجاد کانال‌های انتقال آب از محل بند و مظهر قنات تا مزرعه بر عهده رعیت بود به نحوی که آنها نسبت به میزان آبی که دریافت می‌کردند در ایجاد شبکه آبیاری مشارکت می‌کردند. همچنین مدیریت بهره‌برداری و نگهداری شبکه آبیاری نیز با رعایا بود. در این ارتباط کشاورزان با انتخاب افراد کارآمد( میراب ها) امور تقسیم و توزیع عملیات لازم را بر عهده آنها قرار می‌دادند(حیدریان، ۱۳۸۶).
۲-۴-۲- روند مشارکت بعد از اصلاحات ارضی
اما با تحولات صورت گرفته شده در نتیجه اصلاحات ارضی در دهه ۱۳۴۰، عناصری جدید وارد حیات اجتماعی و اقتصادی روستاها شدند که مهم‌ترین آنها حضور دولت‌ها در نهادهای دولتی بود. از این مقطع به بعد، شاهد تضعیف تدریحی الگوهای مشارکت سنتی در سطح روستاها بوده ایم، زیرا برنامه‌های توسعه روستا به نوعی با الگوهای همکاری سنتی روستائیان تحت شرایط حاکمیت نظام ارباب – رعیتی همخوانی نداشت .
با اجرای پروژه‌های عمرانی و بدست گرفتن وظایف نگهداری و بهره‌برداری پروژه‌ها توسط دولت و کنار گذاشته شدن کارگزاران محلی و بها ندادن و بی‌توجهی به نیروهای فعال منطقه که به راحتی می‌توانستند نگهداری و بهره‌برداری این تاسیسات را انجام دهند، دولت ناچار شد بار سنگین هزینه- های سرمایه‌گذاری و نگهداری و بهره‌برداری آنها را تحمل نماید. این فرآیند اگر چه اقتدار دولت را به همراه داشت.اما مشکلات فراوانی گریبانگیر شبکه‌های آبیاری و زهکشی شد به طوری که در حال حاضر در شبکه‌های آبیاری و زهکشی کشور، کشاورزان ذینفع و آب بران، غالباً بدون داشتن سازمان مدیریتی- اجرایی مشخص و شناخته شده، تنها بعنوان دریافت کننده خدمات ایفای نقش می‌کنند و سازمانهای دولتی(در سطوح مختلف صنعت آب) در نقش دست‌اندرکار مدیریت این شبکه‌ها، خدمات مورد نیاز ذینفعان اصلی را فراهم می‌نمایند. در حالی که براساس رهیافت جهانی، توسعه پایدار طرحهای آبیاری و زهکشی و ارتقای بهره‌وری آب و خاک ایجاب می‌کند که کشاورزان و آببران، بعنوان متولی اصلی، نقش محوری را در مدیریت شبکه‌های آبیاری و زهکشی بر عهده بگیرند.
استمرار چنین وضعیتی در درازمدت بر کشاورزان و آببران اثرات وپیامدهایی رابه همراه داشت که مهمترین آنها عبارتند از :
– بی علاقگی و بی تفاوتی نسبت به حفاظت از شبکه
– دست‌کاری و یا تخریب تاسیسات آبیاری برای دریافت آب بیشتر و یا ابراز مخالفت با سیستم مدیریت
– عدم انگیزه برای پرداخت آب بها
– فقدان الگوی کشت توافق شده بین کشاورزان و اداره آبیاری از دیگر مشکلات مدیریتی شبکه‌های مدرن آبیاری می‌باشد و بسیاری از کشاورزان به دلیل وضعیت نامشخص حجم آب سالیانه قابل تحویل الگوی کشت مشخصی را نمی‌توانند برنامه‌ریزی کنند(حیدریان، ۱۳۸۶).
۲-۴-۳-روند مشارکت در مدیریت آبیاری بعد از انقلاب
بعد از انقلاب بخش آب و کشاورزی، جلب مشارکت مصرف کنندگان آب را در بهره برداری و نگهداری شبکه های آبیاری در دستور کار خود قرارداد و تشکیل شرکتهای بهره برداری از شبکه‌های آبیاری که در پی توافق بین وزارتخانه های نیرو و کشاورزی و سازمان برنامه و بودجه انجام گردید، با هدف جلب مشارکت مصرف کنندگان آب در این شرکتها بود . اما این اقدام نیز چندان کارساز نبود و عملاً کشاورزان مشارکتی در مدیریت بهره برداری را عهده دار نشدند . شاید بتوان مهمترین دلیل عدم ایجاد تشکل های مصرف کنندگان آب را ، نبودن قوانین صریح و کارساز در این زمینه دانست . به نحوی که حتی با ایجاد ساختارهای مناسب اجرایی ، وجود قوانین محکم است که مجریان را در تحقق اهداف سازمان یاری می دهد.
۲-۴-۴- روند اصلاحات مدیریت آبیاری مشارکتی
اصلاحات مدیریت آبیاری از اوایل دهه ۶۰ دردنیا آغاز گردید و اوج گسترش آن در دهه ۱۹۹۰بود. این اصلاحات در دهه ۶۰ در بنگلادش، آمریکا، در دهه ۷۰ در مالی و کلمبیا، در دهه ۸۰در فلیپین و تونس، در قرن اخیر در پاکستان، هند و چین توسعه یافته است( مونوز[۱۴]۱ و همکاران، ۲۰۰۷ ).
علاوه بر مشارکت خودجوش کشاورزان در مدیریت منابع و سیستم‌های آبیاری(بطور غیررسمی) درسال‌های دهه ۱۹۸۰ در سیستم‌های دارای مدیریت دولتی، از طریق برنامه‌های ابتکاری و نوگرایانه سعی شده که مشارکت سازمان‌یافته در میان کشاورزان در جهت مدیریت سیستم‌های آبیاری ترویج داده شود.این تشکل‌ها اکثراً شامل تشکل‌هایی بوده اند که برنامه‌ریزی همه جانبه برای آنها توسط دولت انجام گرفته یا اینکه بخش کوچکی از بهره‌برداری توسط دولت به تشکلی واگذار گردیده است. از نمونه اول می توان ایجاد تشکل در کشورهای آمریکا و مکزیک را مثال زد.
انتقال مدیریت در Columbia Basin در ایالات متحده و در سطح ۲۳۰ هزار هکتار طی یک برنامه پنج ساله انجام گردید. در این انتقال، انتقال حقابه با ارائه ضوابط قانونی، همچنین تفویض اختیار کامل مالی با ارائه موافقت نامه‌های لازم برای خدمات بین دولت، مدیریت ناحیه و بهره‌برداران و انتقال پرسنل بخش دولتی به تشکلی آب بران صورت پذیرفت. این امر ضمن کاهش هزینه‌ها و بهبود راندمان تحویل آب، نوگرایی فنی و بهبود بازدهی اقتصادی کشاورزی آبی را در پی‌داشت( حیدریان و همکاران، ۱۳۸۷).
نمونه‌هایی از مشارکت آب بران در سطح کوچک را می‌توان در سریلانکا و فیلیپین مشاهده نمود.
در کشور فیلیپین ایجاد تشکل‌ها از طریق تعدادی تسهیل‌گر آغاز گردید. این تسهیل‌گران با همکاری باکشاورزان ایشان را برای پذیرش مدیریت آبیاری به عنوان تشکل آب‌بران آماده کردند. با ایجاد این تشکلها مالکیت و مسئولیت مدیریت سیستم آبیاری، بطور رسمی به تشکل‌های آب‌بران انتقال داده شد.
این اقدام موجب توانمندسازی کشاورزان در تجهیز منابع، به عهده گرفتن امور قراردادها، قبول وظایف وتعهدات متنوعی در ارتباط با آبیاری گردید. با این عمل ضمن قطع یارانه‌های بخش آبیاری، این نهادها به صورت خودگردان و بدون اتکا به بودجه دولتی اداره می‌شوند.
در کشور سریلانکا اراضی با وسعت بیش از ۱۰۰۰ هکتار توسط بخش دولتی اداره می‌شدند. از سال ۱۹۸۸ برنامه مشارکت‌مدارانه جهت انتقال مدیریت بهره‌برداری و نگهداری شبکه‌های کوچک و میان مقیاس و شبکه‌های اصلی به تشکل آب‌بران آغاز گردید. هدف از این برنامه کاهش هزینه‌های دولت، بهبود بهره‌برداری ونگهداری و اعتلای بازدهی شبکه‌ها از طریق تشکل آب‌بران می‌باشد. در این کشور نیز کار با تسهیل‌گران اجتماعی آغاز شد ایشان نقش مؤثری را در مستندسازی فرآیند برنامه و اثرات آن ایفا نمودند. طی جلساتی که با اتحادیه‌های کشاورزان گذاشته شد رویکردی مشارکت مدارانه در سیستم‌های آبیاری اصلی ایجاد شد. در سال ۱۹۹۲ اتحادیه‌های کشاورزان به رسمیت شناخته شد و در سال ۱۹۹۴ به کشاورزان ابلاغ گردید در صورت قبول مدیریت از پرداخت آب‌بها به دولت معاف می‌باشند. علیرغم اقدامات فوق باتوجه به عدم برخورد مشارکت مدارانه با قوانین و وجود مالکیت عملاً در این تشکل انتقال مسئولیت ازسیستم دولتی انجام نگرفته است و کماکان دولت در امور مربوط به تعمیرات اساسی همچنین امور مالی دخالت دارد. ایجاد تشکل‌ها باعث کاهش هزینه‌ها در سیستم نگردید. اعتلای کیفیت بهره‌برداری و نگهداری یا بازدهی کشاورزی یا اقتصادی کشت آبی را موجب نشده است( همان منبع).
۲-۵- پیشینه تحقیق
در این قسمت به نمونه‌هایی از مطالعات داخلی و خارجی که در رابطه با موضوع تحقیق انجام یافته اشاره می‌گردد.
۲-۵-۱ – مطالعات داخلی
صلواتی(۱۳۷۵) در مطالعه‌ای به این نتیجه رسیده است که عواملی مانند سن، تعداد قطعات اراضی آبی، نوع شبکه آبیاری، مساحت اراضی آبی، میزان سواد و تحصیلات کشاورزان، نوع محصولات کشاورزی و دوری یا نزدیکی به شهر در میزان مشارکت بهره‌برداران جهت مدیریت شبکه‌های آبیاری تاثیر زیادی دارند.
کوثری(۱۳۷۵) به مطالعه‌ای پرداخته که با استفاده از روش پیمایشی و تکنیک پرسشنامه به این نتیجه دست پیدا کرده است که میزان مشارکت در مرحلۀ برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و مرحلۀ اجرا، حد متوسط و در مرحلۀ تعمیر و نگهداری پروژه‌ها پایین تر از حد متوسط بوده است. در این تحقیق بین متغیرهای فردی نظیر: سن، سواد و بعد خانوار و مشارکت عمرانی روستاییان به عنوان متغیر تابع رابطه ای دیده نشده است. نتایج بررسی نشان داد ارتباط معنادار میان انسجام اجتماعی و مشارکت وجود دارد.
اطاعتی(۱۳۸۰) در تحقیق خود در کرج به این نتیجه رسیده است که عوامل متعددی در عدم تمایل کشاورزان به مشارکت نقش دارند که عبارتند از: توزیع ناعادلانه آب، عدم تحویل به موقع آب، نارضایتی از پیمانکاران ایستگاههای پمپاژ، فاصله اراضی کشاورزی تا دریچه‌های تقسیم آب، فرسودگی شبکه‌های آبیاری، برخورد نامناسب کارکنان سازمان آب با کشاورزان، عدم نظرخواهی از کشاورزان در خصوص مسایل جاری و آتی ایستگاههای پمپاژ و به فروش نرفتن محصولات کشاورزی بعد از برداشت.
محمدی(۱۳۸۲) مطالعۀ دیگری در روستاهای استان بوشهر انجام داده است. متغیرهای مورد بررسی این تحقیق متشکل از انسجام اجتماعی، آگاهی اجتماعی، انگیزه افراد، اعتماد اجتماعی، پایگاه اقتصادی ـاجتماعی، خرده فرهنگ‌های قومی بوده است که با استفاده از روش‌های آماری رگرسیون و همبستگی، روابط همبسته این متغیرها با هم دیگر مورد تایید قرار گرفته است. در این بررسی اهمیت و نقش اعتماد اجتماعی، خرده فرهنگ‌های قومی، سطح درآمد در کنار انسجام بین اهالی مهم تلقی شده و از آن‌ها به عنوان پارامترهای اثر گذار در جهت تقویت مشارکت و زمینه‌های آن یاد شده است.
سامانی( ۱۳۸۳) طی مقاله‌ای عوامل مؤثر بر مشارکت کشاورزان در مدیریت بهره‌برداری و نگهداری شبکه‌های آبیاری و زهکشی را شامل تشریک مساعی و دخالت دادن نماینده‌های بهره‌برداران در برنامه‌ریزی توزیع آب محلی، ترویج و توسعه فرهنگ مشارکت در بین بهره‌برداران، اختیارات مدیریت محلی بر منابع آب، یکپارچه‌سازی اراضی خرده مالکین، ایجاد منافع مشترک، هم‌افزایی بهره‌برداران، ترویج و توسعه کشاورزی به عنوان یک صنعت و جایگزینی آن به جای کشاورزی سنتی، حمایت‌های قانونی و مالی دولت از تشکل‌های بهره‌برداران، اولویت دادن در تخصیص منابع به تشکل‌های بهره‌برداران، ساماندهی، بسترسازی‌ها وظرفیت‌سازی‌های سازمانی که از وظایف دولت است عنوان می‌کند و رابطه و چگونگی تاثیر‌گذاری آن بر انتقال مدیریت آبیاری را در منطقه گرمسار اثبات می‌کند.
قاسمی(۱۳۸۴) مطالعه ای در بخش مرکزی شهرستان کاشان انجام داده است که از لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ درجه کنترل و نظارت از نوع میدانی بوده‌است. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی شامل فراوانی، ضریب همبستگی، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر انجام شده است. از میان ۱۴ متغیر مستقل دارای همبستگی،چهار متغیر یعنی انسجام اجتماعی، ثروت، عضویت در نهاد‌های عمومی روستا، مالکیت باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی بیش از ۶۰ درصد عوامل مؤثر در میزان مشارکت عمرانی را تبیین کرده اند. نتایج تحلیل مسیر بیانگرآثار مستقیم و غیر مستقیم متغیرهای رضامندی، انسجام اجتماعی، انگیزۀپیشرفت، عضویت درنهاد‌های عمومی روستا، مسافرت، استفاده از رسانه‌های ارتباط جمعی، مالکیت باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی، درآمد، ثروت، پایگاه اجتماعی ـاقتصادی و میزان وابستگی سرپرستان خانوار روستایی به دولت، بر میزان مشارکت سرپرستان خانوار روستایی در طرح‌های عمرانی است که انسجام اجتماعی با ضریب ۷۰/۰ و میزان وابستگی سرپرستان خانوار روستایی به دولت باضریب ۱۲/۰ به ترتیب حداکثر و حداقل ضریب مسیر را به خود اختصاص داده‌اند.
امینی و خیاطی( ۱۳۸۵) در منطقه جرقویه اصفهان مطالعه‌ای را انجام داده و به این نتیجه رسیدند که جایگاه اقتصادی -اجتماعی افراد شامل: سن، درآمد، تجربه و سواد می‌تواند بر میزان مشارکت افراد تاثیرات مثبت یا منفی داشته باشد.
افشار و زرافشانی(۱۳۸۷)درکرمانشاه مطالعه‌ای را انجام داده و به این نتیجه رسیدند که متغیرهایی مانند وسعت دیمکاری، میزان تحصیلات، وضعیت تاسیسات آبیاری، نگرش نسبت به مدیریت مشارکتی آبیاری و سن بیشترین اهمیت را در تشخیص تمایل بهره‌برداران به مشارکت در مدیریت آبیاری داشته‌اند.
پرهیزگاری(۱۳۸۷) با استناد به تحقیقی که دراستان فارس انجام داده بیان می‌کند که طی چند سال گذشته تلاش‌های فراوانی برای تحویل آب به تشکل‌های مردمی صورت گرفته است اما تاکنون در زمینه ایجاد تشکل‌های مردمی موفقیتی حاصل نگردیده است. وی تشکیل شورای اسلامی روستاها ونیز تأسیس تعاونی‌های تولید را به عنوان نقطه عطفی برای همکاری و همگرایی زارعین خاطرنشان می‌کندو مواردی از قبیل: حاکم بودن فرهنگ تنگ نظرانه در روستاها، عدم اطمینان و اعتماد کشاورزان به دست اندرکاران و ناهمگونی در گروه آب‌بران را به عنوان محدودیت‌های موجود در این زمینه مطرح می‌نماید.
کدخداپور(۱۳۸۷) طی تحقیقی با که در بوشهر انجام داده متوجه شده است که بین سن، وسعت اراضی، سطح سواد، برنامه‌های تبلیغاتی، دو شغلی بودن، شرکت در کلاسهای ترویجی ومیزان بهره‌مندی کشاورزان از خدمات دولتی با میزان تمایل کشاورزان به مشارکت در مدیریت شبکه‌های آبیاری رابطه وجود دارد.
زارعی دستگردی و همکاران(۱۳۸۸) در اصفهان مطالعه ای انجام داده و نتیجه‌گیری نموده است که حدود ۷۱ درصد کل زمینه‌های مشارکت کشاورزان عضو تشکل آب‌بران را عواملی چون مشارکت در توسعه فنی و حفاظت شبکه، مشارکت درافزایش بهره‌وری، مشارکت در توزیع بهینه آب، مشارکت در فعالیت‌های گروهی و همکاری با ادارات دولتی آب مشخص می‌کند. بر اساس دیگر نتایج به دست آمده، همبستگی مثبت و معنی‌داری میان سن کشاورزان، عضویت در تشکل آب‌بران، سطح تحصیلات، مدت عضویت در تشکل، میزان اراضی آبی، مالکیت دام کوچک، مالکیت طیور، میزان درآمد از شغل اصلی، سابقۀ کشاورزی و تجربۀ دامداری با مؤلفۀ زمینه‌های مشارکت کشاورزان در مدیریت شبکۀ آبرسانی وجود دارد.نتایج اولویت بندی زمینه‌های مشارکت کشاورزان درمدیریت شبکۀ آبرسانی نشان می‌دهد کشاورزان در ایجاد کانال‌های جدید و تعمیر و بازسازی دریچه‌ها بیشترین مشارکت و در همکاری با کارشناسان اداره آبیاری در زمینۀ استفاده بهینه ازآب و شرکت در برنامه‌های آموزشی، کمترین مشارکت را داشته اند. روش ها و تکنیک‌های به کار گرفته شده در این پژوهش در بخش توصیفی، میانگین، انحراف معیار و ضریب پراکندگی و در بخش تحلیلی، تحلیل عاملی و ضریب همبستگی پیرسون است.
دباغی(۱۳۹۰) طی تحقیقی که با روش رگرسیون چندگانه انجام داده به این نتیجه رسیده است که بین میزان مشارکت و متغیر‌های مستقل تعداد افراد تحت تکفل، میزان مالکیت اراضی، انگیزه بهره برداران، آگاهی از اهداف طرح، میزان درآمد و رضایت از عملکرد دستگاههای اجرایی رابطه معنی‌داری وجود دارد.رگرسیون چندگانه همزمان نشان داده است از بین متغیرهای مستقل بیش از ۴۰ درصد تغییرات در میزان مشارکت را به ترتیب انگیزه بهره‌برداران ، آگاهی از اهداف طرح و میزان مالکیت اراضی تبیین نموده اند.
 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.