بررسی غلو در روایات علم اهل بیت- قسمت ۲

بررسی غلو در روایات علم اهل بیت- قسمت ۲

مؤلّف کتاب، ابو‌جعفر محمد بن الحسن بن فرّوخ[۲] الصفّار القمّی مشهور به صفار قمی است. از ایشان بیشتر به عنوان «محمّد بن الحسن الصفّار» یاد می‌شود، همچنان‌که شیخ طوسی تحت این عنوان به معرفی او پرداخته است.[۳] نجاشی نیز در ابتدا از او به «محمّد بن الحسن بن فروخ الصفار» یاد کرده و در ادامه نامشان را بدون لفظ «بن فرّوخ» می‌آورد.[۴] ابن داود در کتاب رجالش یک بار از او با عنوان «محمّد بن الحسن الصفّار» یاد کرده و او را توثیق نکرده و فقط به این تعبیر که «له کتب مثل کتب الحسین بن سعید» بسنده کرده است[۵] و در جایی دیگر از او تحت عنوان «محمّد بن الحسن بن فرّوخ» یاد کرده و در نهایت مدح و ثناء او را توثیق کرده است.[۶] این مسأله توهم ایجاد کرده که اینها دو نفر و دو شخص متفاوت هستند، حال آن‌که چنین نیست و قرائن متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد این دو یک نفر هستند:
۱ـ نجاشی در توصیف او، ابتدا از او به عنوان «محمّد بن الحسن بن فروخ» یاد کرده و در ادامه «فروخ» را حذف کرده است و تنها با اسم «محمّد بن الحسن الصفّار» او را ذکر می‌کند.
۲ـ هم شیخ طوسی و هم نجاشی هر دو کتاب «بصائر ‌الدرجات» را به او نسبت داده و هر دو کتب مؤلف را ـ به غیر از بصائر الدرجات ـ از طریق محمّد بن حسن بن احمد بن الولید نقل می‌کنند، با وجود تفاوت نام بردن دو بزرگوار از او.
۳ـ شیخ طوسی در رجال خود و در برخی موارد یک شخص را به خاطر اختلاف اسم چند بار ذکر می‌کند و قطعاً منظورشان این نیست که اینها دو نفر هستند، بنابراین ممکن است که ابن داود تنها به خاطر اختلاف در عنوان، آنها را در دو جا ذکر کرده است.
۴ـ تصریح برخی علماء از جمله شیخ بهائی[۷] و تفرشی[۸] به وحدت این دو اسم.
در هر حال اگر هم ابن‌داود آن را دو نفر حساب کرده باشد، شاید علت آن همچنان که شیخ بهائی فرموده‌اند[۹]، از این مسأله ناشی شده که ایشان تعبیر و توضیح نجاشی و شیخ طوسی را در مورد او، بسیار دور از هم دیده است، زیرا نجاشی در رجال خود او را توثیق کرده و ثناء زیادی برای او ذکر کرده است ولی شیخ طوسی فقط به این تعبیر که «انّه قمّی، له کتب مثل کتب الحسین بن سعید» بسنده کرده و او را توثیق نمی‌کند[۱۰] و نیز او را «ابن‌فروخ» ننامیده است.
ایشان از برجسته‌ترین محدثان و شیوخ حدیث در قم بوده و تعابیر علمای رجالی حکایت از جلالت قدر و منزلت والای علمی و اجتماعی او نزد محدثان شیعه دارد. شیخ طوسی او را از اصحاب امام حسن عسکری دانسته و مجموعه مسائلی نیز به او نسبت داده که آنها را از محضر آن حضرت پرسیده و پاسخ گرفته است.[۱۱]
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ولادت و وفات
تاریخ ولادت ایشان دقیقاً مشخص نیست، اما با توجه به این‌که ایشان روایاتی را به طور مستقیم از امام هادی† نقل کرده و از طرف دیگر، اکثر مشایخ او از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی‰ هستند می‌توان احتمال قوی داد که تولد ایشان در نیمه اول قرن سوم بوده است. تاریخ وفات این بزرگوار به تصریح رجال‌شناس بزرگ قرن پنجم، نجاشی در سال ۲۹۰ هجری قمری بوده است.[۱۲]
شخصیت علمی
ایشان از بزرگان و محدثان مکتب قم بوده‌اند. زندگی و سکونت در شهر قم، با ویژگیهای منحصر به فرد این شهر در آن زمان، از نظر اجتماعی و سیاسی و به‌ خصوص دینی قطعاً می‌تواند راهنمای خوبی برای شناخت محدثی بزرگ از آن دوران باشد. زندگی و رشد در شهری یک‌پارچه شیعی و مرکز قومی تشیع، که محبت به خاندان عصمت و طهارت و عشق به اهل بیت‰ در آن موج می‌زند، از سویی و حضور و درک محدثان و دانشمندان زبردست در حدیث و فقه و کلام و… از سوی دیگر تأثیر بسزایی در شکل‌گیری شخصیت علمی، فکری و اعتقادی ایشان داشته است. ایشان در محیطی رشد یافته است که شیعیان و بزرگان آن، روابط مستمر و مستحکمی با ائمه هدی‰ داشته‌اند و این ارتباط در نحوه زندگی و فعالیتهای علمی و اجتماعی آنان مؤثر بوده است که از جمله جلوه‌های این ارتباط می‌توان به مکاتباتی که محدّث گرانقدر جناب صفّار با امام حسن عسکری† داشته‌اند اشاره کرد؛ ایشان مجموعه مسائلی را به صورت مکتوب به محضر امام حسن عسکری† ارسال نمود و پاسخ گرفت و به عنوان مجموعه‌ای حدیثی جزء آثار صفّار از آن یاد شده است.[۱۳]
در آن زمان محدثان مکتب قم، دارای سیطرۀ علمی وسیعی در جهان تشیع بوده‌اند. ارجاعات بعضی از امامان‰ شیعیان را برای کسب معارف دینی به نزد برخی از محدثان و دانشمندان قم[۱۴]، نشان روشنی از مرجعیّت علمی محدثان قم دارد، تا جایی که بنا بر نقل شیخ طوسی در الغیبه، محدثان قم از سوی سفیر ناحیه مقدسه مأمور قضاوت در صحت و سقم احادیث یک کتاب شدند.[۱۵] از طرف دیگر، محدثان قم به سخت‌گیری در حدیث مشهور بوده‌اند و یکی از ویژگی‌های بارز آنان، دقت‌نظر و نکته‌بینی در نقل حدیث بوده است، با هدف جلوگیری از نقل روایات ضعیف و یا غلوآمیز. داستان‌هایی که در این‌باره نقل شده، مشهور است. جناب صفّار نیز از این جوّ غالب در این حوزه حدیثی جدا نبوده و قطعاً تحت تأثیر آن بوده است، تا جایی که فهرست‌نویسان، کتاب «الردّ علی الغلاه» را از جمله تألیفات او برشمرده‌اند.[۱۶] بنابراین جناب صفّار تربیت شدۀ این مکتب حدیثی و از بزرگان آن می‌باشد که با توجه به مقبولیت و شیخوخت حدیث و مرجعیّت صفّار در نزد قمی‌ها که حکایت از دقت لازم او در نقل حدیث دارد و با نظر به این مطلب که هیچ ذمّ و اتهامی از بزرگان رجال در مورد او وارد نشده، از جمله غالی بودن او، متهم نمودن صفّار به داشتن افکار غلوآمیز بسیار مشکل می کند و ما را بر آن می‌دارد تا در مورد روایات نقل شده در کتاب او دقت و تأمّل بیشتری صرف نماییم. و از عجله در رد روایات و سطحی‌نگری خودداری کنیم.
شخصیت علمی ایشان را حول چهار محور مورد بررسی قرار می‌دهیم:
۱ـ تألیفات و آثار علمی
در کتب رجالی از جمله رجال نجاشی کتب متعددی به وی نسبت داده شده که فهرست آنها بدین قرار است:
۱ـ کتاب الصلاه
۲ـ کتاب الوضوء
۳ـ کتاب الجنائز
۴ـ کتاب الصیام
۵ـ کتاب الحج
۶ـ کتاب النکاح
۷ـ کتاب الطلاق
۸ـ کتاب العتق والتدبیر والمکاتبه
۹ـ کتاب التجارات
۱۰ـ کتاب المکاسب
۱۱ـ کتاب الصید والذبائح
۱۲ـ کتاب الحدود
۱۳ـ کتاب الدیات
۱۴ـ کتاب الفرائض
۱۵ـ کتاب المواریث
۱۶ـ کتاب الدعاء
۱۷ـ کتاب المزار
۱۸ـ کتاب الرد علی الغلاه
۱۹ـ کتاب الاشربه
۲۰ـ کتاب المروّه
۲۱ـ کتاب الزهد
۲۲ـ کتاب الخمس
۲۳ـ کتاب الزکاه
۲۴ـ کتاب الشهادات
۲۵ـ کتاب الملاحم
۲۶ـ کتاب التقیّه
۲۷ـ کتاب المؤمن
۲۸ـ کتاب الأیمان والنذور والکفارات
۲۹ـ کتاب المناقب
۳۰ـ کتاب المثالب
۳۱ـ کتاب بصائر الدرجات
۳۲ـ کتاب ما روی فی اولاد الائمه‰
۳۳ـ کتاب ما روی فی شعبان
۳۴ـ کتاب الجهاد
۳۵ـ کتاب فضل القرآن[۱۷]
از بررسی این فهرست معلوم می‌شود که اغلب آثار «محمّد بن الحسن الصفّار»، در زمینۀ موضوعات فقهی بوده است، برخی از کتب نیز به موضوعات کلامی، اخلاقی و قرآنی اختصاص دارد. کثرت تألیفات صفّار نشان از قدرت نویسندگی اوست و پرداختن به موضوعات گوناگون در کنار گستردگی عناوین فقهی به نوعی جامعیت علمی و جایگاه فقهی او را نشان می‌دهد.
۲ـ مشایخ
ایشان علاوه بر نقل ۹ روایت از امام هادی† و ۱۱۰ روایت از امام حسن عسکری† که به صورت مکاتبه و سؤال بوده، از جماعت کثیری از مشایخ حدیث، روایت نقل کرده است که برخی عدد آنها را تا ۱۵۰ نفر شمرده‌اند.[۱۸] در نرم‌افزار رایانه‌ای «درایه النور» که دامنه بررسی آن، کتب اربعه و وسائل الشیعه می‌باشد در مجموع از ۱۰۱ نفر نام برده شده است که به برخی از آنها به ترتیب کثرت روایت «محمد بن الحسن الصفّار» از آنها اشاره می‌شود:
۱ـ احمد بن محمد بن عیسی الاشعری، صاحب نوادر و از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی‰ و متوفای در عصر غیبت صغری. صفار بیشترین روایتش را از ایشان دارد، ۴۰۰ روایت، ۲۹ درصد.
۲ـ ابراهیم بن هاشم قمّی: از اصحاب امام رضا†، ۲۲۹ روایت، ۱۱ درصد.
۳ـ محمد بن عیسی بن عبید: از اصحاب امام جواد†، ۲۲۵ روایت، ۲۹/۱۰ درصد.
۴ـ یعقوب بن یزید: از اصحاب امام جواد†، ۱۷۹ روایت، ۱۸/۸ درصد.
۵ـ محمد بن الحسین بن أبی الخطاب: از اصحاب امام جواد†، ۱۷۶ روایت، ۸ درصد.
۶ـ عباس بن معروف: از اصحاب امام جواد و هادی‡، ۱۳۴ روایت، ۶ درصد.‡‡‡
۷ـ الحسن بن موسی الخشاب: از اصحاب امام حسن عسکری†، ۷۸ روایت، ۵۷/۳ درصد.
۸ـ احمد بن محمد بن خالد برقی: از اصحاب امام هادی†، ۷۵ روایت، ۴۸/۳ درصد.
۹ـ علی بن محمد القاسانی: از اصحاب امام هادی†، ۶۰ روایت، ۷۴/۲ درصد.
۱۰ـ محمّد بن عبدالجبار القمّی: از اصحاب امام هادی†، ۳۴ روایت، ۵/۱ درصد.
بررسی مشایخ صفار در کتاب بصائر الدرجات، نشان می‌دهد که مشایخ اصلی ایشان تقریباً همان‌هایی هستند که در فهرست ذکر شده از نرم‌افزار آمده است، البته با تغییراتی در عناوین روات، تعداد روایات و درصد آنها. ملاحظه راویانی که صفار، ۱۸۸۱ حدیث بصائر را از آنها نقل کرده، گویای این مطلب است که ایشان ۶۵ درصد روایات بصائر را تنها از ۱۰ نفر نقل کرده است که به ترتیب فراوانی روایت صفار از آنها عبارتند از:
۱ـ احمد بن محمد بن عیسی الاشعری، ۵۰۱ حدیث، ۲۷ درصد.
۲ـ محمد بن حسین بن أبی الخطاب، ۲۱۷ حدیث، ۵/۱۱ درصد.
۳ـ محمد بن عیسی بن عبید، ۱۱۰ حدیث، ۸/۵ درصد.
۴ـ ابراهیم بن هاشم قمی، ۱۰۵ حدیث، ۵/۵ درصد.
۵ـ یعقوب بن یزید، ۹۵ حدیث، ۵ درصد.
۶ـ عبد الله بن محمد بن عیسی الاشعری، ۵۸ حدیث، ۳ درصد.

 

دیدگاهتان را بنویسید