فایل دانشگاهی – 
بار و آیین های درباری در ایران اسلامی با تکیه بر دوره  …
Creative abstract chemical scientific background illustration with chemistry formula and atom structure against chemical factory plant interior with industrial manufacturing equipment with motion blur effect

فایل دانشگاهی – بار و آیین های درباری در ایران اسلامی با تکیه بر دوره …

بعد از اینکه سفیران این معانقه رسمی را به پایان می رساندند نوبت به دادن نامه و یا استوار نامه خود به پادشاه صفوی می رسید. بدین منظور فراش باشی با اشاره شاه جلوی سفیران می آمد و از آنها ؛« نام آنها و اینکه از طرف چه کسی اعزام شده و چه حرفی دارند » را سوال می کرد.(همان جا) گرچه این امر غریب به نظر می رسد چرا که دربار پیشاپیش از مقصود سفر سفیر در ابتدای ورود وی مطلع بودند اما گویا این رویه اجرا می شده است. نکته ای که در این بین بایستی به آن اشاره نمود این است که از آنجا که اکثر مکالمات در دربار به زبان ترکی ادا می شد و زبان رایج دربار ترکی بود،(فیگوئروا،۲۶۳:۱۳۶۳) بنابراین هر سفارت که به ایران می آمد دارای یک مترجم بود تا بتواند به راحتی مقاصد و اهداف خود را به دربار منتقل نماید و این جزئی از لوازم بار یک سفیر بود که مترجم به همراه داشته باشد. در این زمینه صاحب عالم آرای عباسی می نویسد که در زمان شاه عباس؛ «در این سال ایلچی بزرگ معتبر که از امراء معتبر آن سلسله رفیعه بود از راه دریا و دشت خزر به دربند شیروان آمده متعاقب موکب همایون از اردبیل به دارالسلطنه قزوین رسید و او نیز در میدان سعادت، سعادت بساط بوسی دریافت و به توسط مترجمان از جانب پادشاه خود اظهار نیازمندی و اتحاد بیش از پیش نمود…».(اسکندربیگ منشی ترکمان،۱۵۵۴،۲:۱۳۷۷) و چون سفیر در نزد شاه قرار می گرفت مترجم وی کنار او بود. و هر دو با اتفاق در جلوی شاه می رفتند و با شاه صحبت می نمودند.(اولئاریوس،۵۵۲،۲:۱۳۶۹) سفیر موظف بود که که در جواب پادشاه از جملات و کلمات کوتاه استفاده نماید چراکه در حضور شاه بایستی از نطق طولانی پرهیز می نمودند؛« پس از آنکه سفیر به اقتضای مقام و وقت، پاسخ های کوتاه داد به اشاره شاه بسوی دفتر کار رفت».(فیگوئروا،۲۶۵:۱۳۶۳) و این رسم از رسوم کهن درباری در ایران محسوب می شود که پیش تر ها ذکر آن گفته شد.
بعد از این گفتگوی کوتاه که بین سفیر و پادشاه انجام می شد سفیر، نامه و یا همان استوارنامه خود را تقدیم پادشاه می نمود. گویا رسم دربار صفوی این چنین بوده است که حتما بایستی این نامه که سفیر از جانب پادشاه مخدوم خود به دربار صفوی می آورده بود، در قوطی از جنس طلا بوده باشد و در غیر اینصورت وزیران هرگز آن نامه را قبول نمی کردند و به نظر پادشاه نمی رساندند. چرا که اگر این چنین نبود حمل بر جعلی و ساختگی بودن نامه می نمودند و به آن وقعی نمی نهادند.(شاردن،۱۳۰۳،۳:۱۳۷۴) برای این کار وزیر اعظم بر می خاست و استوار نامه را می گرفت و به شاه تقدیم می نمود و سفیران نیز سپس به جایی که برای آنان در مجلس مشخص کرده بودند باز می گشتند. بررسی و ترجمه این نامه و دادن جواب مقتضی به آن در همان مجلس داده نمی شد بلکه ؛« واقعه نویس یا منشی حضور شاه به سفیران اظهار داشت که شاه دستور داده است که استوارنامه و مطالب گراندوک ترجمه گردد و فرصت دیگری اجازه شرفیابی داده خواهد شد ».(اولئاریوس،۵۵۲،۲:۱۳۶۹)
در کنار همه این ها گویا رسم دربار صفوی این چنین بوده است که پس از بار یافتن هر سفیر به حضور پادشاه کلیه اسناد و درخواست های او در مجلس ضیافتی که وزیراعظم به افتخار او تشکیل می داده است ، با دقت مورد مطالعه و مذاکره قرار می گرفته است. و اگر در جلسه اول مذاکرات به توافق نمی رسیدند در جلسه بعدی گفتگو ، با حضور مهماندار اعظم و مترجم و یا منشی سفیر بحث را ادامه می دادند تا به نتیجه برسند. و تا این مقدمات پایان نمی پذیرفت و نتیجه گفتگوها حاصل نمی شد دربار جواب رسمی به سفارت سفیر نمی داد، و در نتیجه سفیر اجازه مرخص شدن از دربار و کشور را نداشت.(شاردن،۱۳۰۲،۳:۱۳۷۴) بعد از اینکه سفیر نامه و استوارنامه خود را تقدیم پادشاه می نمود به مکانی که برای او درنظر گرفته شده بود می نشست. جایگاهی که برای سفیر در نظر می گرفتند بنا به نوع سفارت و شخص سفیر و اهمیت کشور مبدأ متفاوت بود. بنحوی که در زمان شاه عباس دوم وی توجه شایانی نسبت به سفیر سوئد در برابر سایر سفرا قائل شد و حتی او را در جایگاه صاحب منصبان درباری و دولتی صفوی جای داد؛ «در مهمترین و رسمی ترین پذیرایی ها یعنی در پذیرایی نوروز ، از سفیر سوئد خواسته شد که بین صاحب منصبان دولتی جای بگیرد زیرا شاه سفیر سوئد را از بین سفرای فرنگ بیش از همه گرامی می داشت. چون او نه تنها راه طولانی تری را طی کرده به سفری پر رنج تر تن داده بود تا با شاه ایران قراردادی برای جنگ با ترک ها منعقد کند و همچنین مناسبات بازرگانی برقرار نماید بلکه شخصا نیز تاثیری بسیار نیکو در شاه به جای گذارده بود. شخصیت سیاسی و نظامی وی و همچنین طرز معاشرت او در دربار چنان بود که گفتی او را برای این سمت خلق کرده اند؛ در حالی که سفرای دیگر یا از زمره روحانیون بودند یا از جمله کسانی که کار سفارت پیشه آنها نیست و تخصصی در این حرفه ندارند».(کمپفر،۲۵۶:۱۳۶۰)
با این توصیف کاملا مشخص می شود که سفرا به چه دلایل محبوب برای پادشاه بودند. نکته ابتدایی در این امر به شخصیت و روحیات شخص شاه برمی گشت، و اینکه حکومت وی با چه دیپلماسی سیاسی در صحنه قدرت قصد بروز داشته است. در این زمان به دلیل توجه غالب به امور نظامی و دیپلماسی جنگ با قدرت های متخاصم؛ زمانی که سفیری برای کمک به ضربه زدن به دشمن مشترک دست یاری دراز می کند، شاه ایران دست او را به گرمی می فشارد و حتی وی را در مراسم بار دهی سایر سفرا از دیگران برتر می شمارد. که نوع شخصیت و سلوک سفیر نیز بر این امر مزید بر علت بوده است.
در مجلسی که ب

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

ه واسطه بار سفیر داده می شد، پادشاه با لباسی از پارچه زربفت ولی عادی و معمولی حضور می یافت و تنها اختلافی که با لباس دیگران داشت آن بود که روی مندیل و دستار شاه یک جواهر درشت و یک پر قرار داشت.(اولئاریوس،۵۵۰،۲:۱۳۶۹) فیگوئروا کلاه پادشاه را اینطور وصف می کند که کلاهی را که وی در مجلس بار سفرا پوشیده بود؛ «کلاهی کاملا عادی با حاشیه ای از ابریشم سبز و صورتی بر سر داشت. این کلاه روی کلاه دیگری قرار گرفته بود که طبق سنن دینی ایرانیان، اشخاص عالی مقام و مردان جنگی که آنها را قزلباش می گویند برسر می گذارند. این کلاه ها از نوعی ماهوت کلفت قرمز رنگ با آستر پنبه ای ساخته شده اند… چین خوردگی ها یا تَرَک های این کلاه نباید از دوازده کمتر یا بیشتر باشد و این نشانه مذهب صوفیان است ».(فیگوئروا،۲۶۷:۱۳۶۳) شمشیر شاه نیز با لباس او هماهنگ بوده و با جلدی از طلا و جواهرنشان چشم سفرا را به خود خیره می ساخته است و عقب سرپادشاه نیز تیر و کمان مخصوص وی را روی زمین قرار می دادند.(اولئاریوس،۵۵۱،۲:۱۳۶۹) درهمین حین بود که هدایایی که سفرا با خود به دربار آورده بودند را تقدیم پادشاه می نمودند؛«سفیر هند معادل چهار میلیون هدیه برای شاه و وزیران آورده بود . نیمی از این مبلغ پول و نیم دیگر پارچه و جواهر بود».(شاردن،۱۳۰۱،۳:۱۳۷۴) هدایا در یک صف طویل از برابر پادشاه عبور داده می شد بنحوی که یکی از یساولان مواظب بود تا هدایا به آهستگی از جلوی پادشاه عبور داده شود؛ تا اینکه ایشان بتوانند هدایا را با دقت مشاهده نمایند . کمپفر مسافت گذشتن صف هدایا بران را ، از هفتاد قدمی پادشاه ذکر می کند.(کمپفر،۲۷۰:۱۳۶۰)
با آن که زمان برگزاری بارها متفاوت بوده است ، مجالسی که برای رسیدگی به امور کشور و یا تاج گذاری تشکیل می شد غالباً در صبح بوده است و در مجموع دو تا سه ساعت بیشتر به طول نمی انجامیده است. ولی باری که برای پذیرفتن سفیران خارجی تشکیل می شد طولانی تر بود و گاهی تا شش ساعت به طول می انجامیده است و این سری بارها با صرف ناهار و یا شام و شنیدن موسیقی و شعر و دیدن رقص و نمایش همراه بوده است. به همین خاطر در مجلس بار سفرا پس از تشریفات بیان شده نوبت به مراسم صرف غذا می رسید.(کمپفر،۵۱:۱۳۶۰)
در سرتاسر تالار بار سُفره هایی به منظور پذیرایی از سفیران و میهمانان پادشاه انداخته می شد.این وظیفه بر عهده چند پسر جوان بود که دارای موهای بلند و لباسی زربفت بودند. آنان وظیفه داشتند تا در کف مجلس جلوی شاه و دیگر حاضران سُفره بزرگ را بگسترانند. این سفره ها از جنس ابریشم بوده که به گلدوزی هایی زرین مزین گشته بود.(فیگوئروا،۲۷۲:۱۳۶۳) بعد از آن نوبت به خدمت سفره چی باشی می رسید که درواقع رئیس کسانی بود که مسئول گستردن سفره بودند. (انصاری مستوفی الممالک،۲۴۸:۱۳۸۵)
درمورد صرف غذا و ترتیب و کیفیت آن نیز نوعی سلسله مراتب بر اساس مقام و جایگاه افراد حاضر در بار برگزار می گردید؛ بنحوی که ، نخست غذاها را درون بشقاب در مقابل پادشاه قرار می دادند و سپس برای سفیران و میهمانان و بعد از آن بترتیب مقام برای خان ها و افرادی که افتخار صرف غذا در حضور پادشاه را کسب کرده بودند ، داده می شد.(اولئاریوس،۵۵۲،۲:۱۳۶۹) حتی مقدار غذا و کیفیت نوع غذا در نظر حکومت ، بیان کننده طرز تفکری خاص در منظر سفیر بوده است. به طور مثال در زمان شاه عباس که درواقع اوج قدرت صفویان بوده است ، وی در مجلس بار و پذیرایی که به مناسبت حضور سفرا و بخصوص هیأت سفارت پادشاه اسپانیا و شخص فیگوئروا داده بود، از اطعمه و اشربه برای پذیرایی از میهمانان خود استفاده نموده بود. اما گویا این پذیرایی به شکل کاملا ساده و بدور از تجمل شاهانه برگزار شده است. فیگوئروا نقل می کند که؛ « صرف غذا بسیار ساده و بی تجمل و خالی از تکلف بود و بیشتر به زندگانی مقتصدانه و محجوب توأم با قناعت اسپارت ها شباهت داشت تا گشاده دستی زیاده از حد ایرانیان که در سنن و آداب زندگانی فقیرانه بدوی اعراب مستهلک شده است. زیرا همه غذاهای سر سفره عبارت بوداز چند بشقاب بزرگ انباشته از پلو مخلوط با گوشت گوسفند و پرندگان و مقداری آلوچه و ترب سیاه برای پیش غذا. بی شک شاه با صرفه جویی که در این شام بعمل آورده بود می خواست گرایش خود را به جنگاوری و زندگانی سربازی به میهمانان نشان دهد».(فیگوئروا،۲۷۲:۱۳۶۳) درمجلس صرف غذا بنا به عادت ایرانیان موسیقی نیز نواخته می شد وبه همراه آن رقص یا نمایشات هنری نیز اجرا می گردید.(اولئاریوس،۵۵۳،۲:۱۳۶۹)
گاهی اوقات بارهای خاص پادشاه صفوی که در آن سفیران و بزرگان حکومتی را به نزد خود فرا می خواند، تا پاسی از شب ادامه می یافت. و گاهی هم نیمه شب با صرف غذای در محل پذیرایی به اتمام می رسید بدین خاطر به فرمان پادشاه برای مشایعت سفیر عده ای مأمور می شدند تا وی را به منزلی که برای او تهیه دیده بودند هدایت و به نوعی اسکورت نمایند.(فیگوئروا،۲۷۳:۱۳۶۳) پس از همه این مقدمات به اشاره پادشاه وزیر اعظم از جای بر می خاست و پس از زمین بوسی مجلس را با خطابه ای می گشود و آنچه را که باید به آگاهی پادشاه برسد می رسانید.هم چنین اعلام پایان مجلس که