عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط بین شاخص حاکمیت شرکتی و هزینه سرمایه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-10- مکانیزم­های حاکمیت شرکتی

مکانیزم­های مختلفی در جهان برای حاکمیت شرکتی مطرح شده می باشد.در ادامه به معرفی و تشریح مهمترین آن­ها        می‌پردازیم.

2-10-1- تأثیر شفافیت و کیفیت اطلاعات مالی در حاکمیت شرکتی

یکی از مصادیق نظام راهبری شرکت کیفیت اطلاعات مالی می باشد؛ که موجب افشای بیشتر و شفافیت اطلاعات مالی و در نتیجه کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سهامداران می­گردد (اشباق و همکاران،2004). پژوهش­­های انجام شده نشان می­دهد که کیفیت اطلاعات مالی هزینه سرمایه را به یکی از دو راه زیر کاهش می­دهد (دیاموند و ورچیا،1991).

1- افزایش نقد شوندگی سهام

2- کاهش ریسک اطلاعاتی سرمایه­گذاران

اطلاعات ضعیف منجر به سرمایه­گذاری نادرست می­گردد. همچنین سرمایه­گذاران منطقی با تنزیل جریان­های نقدی مورد انتظار با نرخی بالاتر، بازده بالاتری را درخواست می­نمایند که در هر دو حالت هزینه سرمایه شرکت افزایش می­یابد، زیرا سرمایه­گذاران از این طریق می­توانند ریسک اطلاعات نادرست را کاهش دهند.

برای روشن کردن این که چرا و چگونه کیفیت اطلاعات می­تواند جریان­های نقدی مورد انتظار شرکت را تحت تأثیر قرار دهد، فرض می­گردد هر شرکت فرصت­های سرمایه­گذاری­اش را به بازار گزارش می­کند. فرصت­های سرمایه­گذاری شرکت برای سهامداران قابل نظاره نیست. همچنین فرض می­گردد که برای افزایش علایق مدیران نسبت به طرفداری و حفاظت از     دارایی­های سهامداران، سرمایه­گذاران محرکی را برای مدیران فراهم می­آورند تا مدیران با عملکرد خود ارزش بازار شرکت را به حداکثر برسانند. در نتیجه مدیران پروژه­هایی را انتخاب می­نمایند که ارزش شرکت را در بازار حداکثر کند. پس، کیفیت اطلاعات اثرات حقیقی بر تخصیص سرمایه دارد که در هزینه سرمایه نمود می­یابد.

ایزلی و اوهارا (2004) بر اساس پژوهشی اظهار داشتند که مدل­های قیمت­گذاری دارایی­های سرمایه­ای که توسط فاما و فرنچ مطرح گردید، به غیر از ریسک بازار عوامل دیگری را بر بازده مورد نیاز اثرگذار می­داند؛ لیکن تأثیر اطلاعات بر بازده را نادیده می­گیرد. به عقیده آن‌ها، تفاوت­های بین اطلاعات عمومی و خصوصی بر هزینه سرمایه مؤثر می باشد: به عنوان مثال، اگر سهامداران سهامی را که در بردارنده اطلاعات خصوصی بیشتر می باشد، نگهداری کنند، آنگاه درخواست بازده بالاتری خواهند نمود. بازده بالاتر منعکس کننده این واقعیت می باشد که اطلاعات خصوصی، ریسک سهامداران ناآگاه را افزایش می­دهد؛ زیرا       سرمایه­گذاران آگاه­تر قادر خواهند بود تا پرتفوی­های خود را با اطلاعات جدید متناسب نمایند. این اثر چندبخشی و متقاطع اطلاعات بر بازار به این نتیجه منجر می­گردد که سرمایه­گذاران نا آگاه، سهام زیادی که مشتمل بر اخبار بد و سهام اندکی که در بردارنده اخبار خوب می باشد را نگهداری می­نمایند؛ اما نگهداری سهام بیشتر نمی­تواند ریسک اطلاعاتی نا آگاهان را از بین ببرد؛ زیرا آن‌ها نگهداری دارایی­های ریسکی را ترجیح می­دهند. سرمایه­گذاران آگاه و ناآگاه ریسک و بازده را به گونه متفاوت نگهداری می­کنند.

کمیت و کیفیت اطلاعات، قیمت دارایی­ها را تحت تأثیر قرار می­دهد؛ زیرا سرمایه­گذاران آگاه تعداد بیشتری سهام نگهداری می­نمایند. چنانچه اکثر سرمایه­گذاران آگاه باشند، به گونه متوسط تقاضا برای سهام و به تبع آن قیمت سهام افزایش و هزینه سرمایه کاهش می­یابد. اطلاعات خصوصی شکل جدیدی از ریسک سیستماتیک را نشان می­دهد که سهامداران پاداش و جبران خسارت بیشتری را برای مقابله با این ریسک درخواست می­نمایند. انتشار وسیع­تر و بیشتر اطلاعات خصوصی، صرف ریسک مورد نیاز را پایین می­آورد؛ در نتیجه هزینه سرمایه کاهش می­یابد. شرکت‌ها می­توانند با کاهش مقدار اطلاعات خصوصی و افزایش اطلاعات برای سرمایه‌گذاران، هزینه سرمایه خود را کاهش دهند. البته همیشه داشتن اطلاعات حتی به مقدار اندک بهتر از نداشتن آن می باشد (ایزلی و اوهارا،2004)

به‌رغم اینکه واژگان «کیفیت اطلاعات مالی» و «شفافیت» سیستم‌های افشای اطلاعات و استانداردهای حسابداری به گونه وسیعی مورد بهره گیری قرار می­گیرند، با این حال در خصوص تعریف آن‌ها اتفاق‌نظر وجود ندارد. پونال و شیپر[1] (1999) شفافیت را به عنوان «استانداردهایی که رویدادها، معاملات، قضاوت­ها و برآوردهای زیربنایی صورت­های مالی را عیان می­سازد» تعریف کرده­اند. لویت[2] شفافیت را استانداردهای مطلوب حسابداری تعریف می­کند که «صورت­های مالی تهیه شده بر اساس آن، رویداد­های مالی را در همان دوره­ای که اتفاق می­افتد نه قبل و نه بعد از آن دوره گزارش می­کند». بال، کوتاری و رابین[3] (2000) شفافیت را به عنوان ترکیب ویژگی به هنگام بودن و محافظه­کاری تفسیر می­کند. شفافیت مالی و افشای کامل و منصفانه اطلاعات، برای کارکرد مطلوب بازار سرمایه کارا، عامل حیاتی تلقی می­گردد. واژه افشاء به مجموعه متنوعی از اطلاعات اجباری و داوطلبانه، شامل صورت­های مالی و یادداشت­های همراه، گزارش هیئت‌مدیره، تجزیه‌وتحلیل‌های مدیریت و      پیش­بینی­های مدیریت اطلاق می­گردد. بهبود و ارتقای افشای اطلاعات موجب بهبود شفافیت می­گردد که یکی از بهترین اهداف تحولات جهانی و ابتکارات عمده در فرایند اصلاح حاکمیت شرکتی در آمریکا، انگلستان و سایر کشورهاست. اطلاعات مایه حیات بازار و ممانعت از جریان اطلاعات نشانه ایراد بازار می باشد. هرچه فعالیت شرکت‌ها شفافیت بیشتری داشته باشد، سهام آن‌ها با دقت بیشتری قیمت­گذاری می­گردد (حساس یگانه و نادی قمی، 1385).

حال جهت حفظ منافع سهامداران و سایر ذی­نفعان شرکت افشای عمومی اطلاعات ضرورت یافته و از دو جنبه نیز مهم می­باشد: آغاز، می­توان سرمایه­گذاران فردی را از در اختیار گرفتن صورت­های مالی گمراه‌کننده و اطلاعاتی که حقایق با اهمیت آن حذف شده می باشد، مورد حفاظت قرار داد. دوم آنکه شفافیت اطلاعات شرایط نظارت بر عملکرد را فراهم می‌آورد. در واقع هسته اصلی حاکمیت شرکتی به نظارت عالی بر عملکرد شرکت و ظرفیت نظارتی برای واکنش به عملکرد ضعیف، تکیه دارد (حساس یگانه و نادی قمی، 1385).

[1] Pownal And Schiper

[2] Levitt

[3] Ball, Kothari And Robin

سوالات یا اهداف پایان نامه :

سؤال پژوهش

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

سؤال اصلی پژوهش حاضر این می باشد که آیا شاخص حاکمیت شرکتی بر روی هزینه سرمایه شرکت‌ها تأثیر دارد؟ به‌عبارت‌دیگر، بین شاخص حاکمیت شرکتی و هزینه سرمایه شرکت‌ها ارتباط معناداری هست؟

مطالعه ارتباط بین شاخص حاکمیت شرکتی و هزینه سرمایه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

پایان نامه - تز - رشته حسابداری