مطالعه ارتباط بین شاخص حاکمیت شرکتی و هزینه سرمایه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-18-کاربرد مفهوم هزینه سرمایه

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

هر شرکتی دارای ریسک و بازده مخصوص به خود می باشد (البته مقصود شرکتی می باشد که هدف آن تحصیل سود باشد) هر یک از گروه‌های سرمایه‌گذار مثل دارندگان اوراق قرضه، سهام ممتاز و سهام عادی، خواهان میزانی از نرخ بازدهی هستند که درخور ریسک مربوط به آن باشد. هزینه سرمایه عبارت می باشد از حداقل نرخ بازدهی که شرکت بایستی به دست آورد تا بازده مورد نظر سرمایه‌گذاران در شرکت تأمین گردد.

شاید بتوان مهمترین کاربرد مفهوم هزینه سرمایه را به طریق زیر بیان نمود:

اگر نرخ بازده سرمایه‌گذاری یک شرکت از هزینه سرمایه آن بیشتر باشد و اگر بدون بالا رفتن درجه ریسک این اندازه بازده افزایش یابد، ثروت سهامداران افزایش خواهد پیدا نمود. دلیلی که در این خصوص اقامه می گردد این می باشد که اگر نرخ بازده شرکت از هزینه سرمایه آن بیشتر گردد دارندگان اوراق عرضه و سهام ممتاز به نرخ بازده ثابت مورد نظر خواهد رسید باقیمانده نرخ بازده در اختیار صاحبان سهام عادی قرار خواهد گرفت که از نرخ بازده مورد توقع آنان بیشتر خواهد بود. پس می‌توان سود مازاد را به چندین طریق به مصرف رسانید:

1-شرکت از طریق پرداخت سود سهام بیشتر این مبلغ را بین سهامداران عادی تقسیم کند.

2- شرکت این سود را مجدداً در شرکت سرمایه‌گذاری کند و بدین طریق نرخ بازده دوره‌های بعد را افزایش دهد.

3- ترکیبی از این دو روش

در نتیجه مطلوبیت سهام عادی (از نظر سهامداران) بیشتر می گردد و افزایش تقاضا منجر به افزایش قیمت سهام عادی در بازار می گردد. بدین طریق ثروت سهامداران افزایش خواهد پیدا نمود و هدف شرکت تأمین می گردد.

اگر بین هزینه سرمایه و موضوع به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران ارتباط مستقر گردد، مى‌توان هزینه سرمایه را به طریق دیگرى تعریف نمود. براى مثال، مى‌توان هزینه سرمایه را به این طریق تعریف نمود: حداقل نرخ بازدهى که شرکت بایستی تحصیل کند تا اینکه در ارزش شرکت تغییرى صورت نگیرد، یعنى ارزش شرکت کماکان حفظ گردد. در چنین تعریفى که از هزینه سرمایه داده مى‌گردد، مسئله نرخ ”سربه‌سر“ مورد توجه قرار مى‌گیرد. اگر شرکت به هزینه سرمایه دست نیابد، ارزش اوراق بهادار شرکت کاهش خواهد پیدا نمود. برعکس، اگر نرخ بازده شرکت از هزینه سرمایه بیشتر گردد، ارزش بازار شرکت افزایش خواهد پیدا نمود. در این متن، ارزش بازار برابر می باشد با مجموع ارزش‌هاى بازار اوراق بهاداری که آن شرکت منتشر کرده می باشد. چنین تعریفى از هزینه سرمایه را به‌ این صورت اظهار مى‌کنند: نرخ بازدهى که مانع تغییر ارزش سهام عادى شرکت گردد.

براساس دومین تعریفى که از هزینه سرمایه داده مى‌گردد، هزینه سرمایه با فرآیند بودجه‌بندى سرمایه‌اى شرکت ارتباط پیدا مى‌کند. هزینه سرمایه به‌عنوان نرخ تنزیلى که براى ارزیابى و قضاوت در مورد پروژه‌هاى مختلف سرمایه‌گذارى به کار مى‌رود تعریف مى‌گردد. اگر پروژه‌هایى مورد قبول شرکت قرار گیرند که نرخ‌هاى بازده آن‌ها از هزینه سرمایه شرکت بیشتر می باشد، ارزش شرکت افزایش خواهد پیدا نمود. به همین نحو، اگر نرخ بازده پروژه‌هایی از هزینه سرمایه شرکت کمتر باشد، ارزش شرکت کاهش خواهد پیدا نمود. پس، کاربرد دیگر هزینه سرمایه ارزیابى پروژه‌هاى سرمایه‌اى می باشد.

آیا می‌توان در تخمین‌های میانگین موزون هزینه سرمایه تفسیر ایجاد نمود؟

برای ایجاد درجه تغییرات زیاد در میانگین موزون هزینه سرمایه شرکت‌ها تحلیلگر بایستی قضاوت را به هنگام انتخاب تخمین نهائی هزینه یاد شده به کار گیرد. برای مثال تحلیلگر ممکن می باشد میانگین ساده‌ای از تخمین‌های مختلف میانگین موزون هزینه سرمایه را در نظر گیرد. از لحاظ نظری این فرآیند میانگین‌گیری ممکن می باشد منجر به ایجاد تخمین نهائی دقیق‌تری از میانگین موزون هزینه سرمایه گردد زیرا خطاهای یک روش تخمین ممکن می باشد به وسیله خطاهای قابل انتساب به روش دیگر بی‌اثر شوند. به عنوان یک روش جایگزین تحلیلگر ممکن می باشد اجرای تجزیه‌وتحلیل‌های حساسیت را با بهره گیری از هر یک از تخمین‌های متفاوت میانگین موزون هزینه سرمایه در انجام دهد. تحلیلگر ممکن می باشد داخل یک مدل تصمیم خاص مانند مدل بودجه‌بندی سرمایه‌ای به روش جریان وجوه تنزیل شده در مدل مورد نظر با حد زیادی به وسیله انتخاب تخمین‌های بالا پایین یا متوسط تحت NPV می باشد دریابد که محاسبه خالص ارزش فعلی تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد. در این حالت وی ممکن می باشد احساس اطمینان بیشتری در خصوص تصمیم بودجه‌بندی سرمایه‌ای و تخمین ارزشیابی داشته باشد. به هرحال وقتی که تخمین‌های مختلف میانگین موزون هزینه سرمایه منجر به علائم متفاوت با اهمیتی از مدل ارزشیابی می گردد مشکل بغرنجی پیش می‌آید در این حالت افشای حساسیت مدل ارزشیابی در مورد انتخاب روش میانگین موزون هزینه سرمایه ممکن می باشد مناسب باشد. برای مثال وقتی که تخمین‌های مدل ارزشیابی نسبت به انتخاب میانگین موزون هزینه سرمایه شدیداً حساس هستند تحلیلگر می‌تواند تخمین‌های ارزشیابی حداقل و حداکثر را گزارش کند تا به درجه اهمیت حساسیت تصریح گردد (طاهر منش گرجی،1393).

سوالات یا اهداف پایان نامه :

سؤال پژوهش

سؤال اصلی پژوهش حاضر این می باشد که آیا شاخص حاکمیت شرکتی بر روی هزینه سرمایه شرکت‌ها تأثیر دارد؟ به‌عبارت‌دیگر، بین شاخص حاکمیت شرکتی و هزینه سرمایه شرکت‌ها ارتباط معناداری هست؟

مطالعه ارتباط بین شاخص حاکمیت شرکتی و هزینه سرمایه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

پایان نامه - تز - رشته حسابداری